تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
منفك نشود از او و مطلوب ما ثابت باشد ، و اگر امرى خارج از ذات باشد ، محتاج خواهد بود به آن و منافى است با واجب الوجود بودن ، چون علم خدا ذاتيست نميشود كه منفك از او باشد ، و اگرنه محتاج شود در علم خود به ديگرى چنانچه دانستى .

صفت سوم يزدان پاك زنده است

مصنف گويد : سوم از صفات ثبوتيه آنست كه خداوند عالم حى و زنده است زيرا كه او قادر و عالم است پس بالضرورة زنده خواهد بود . شارح گويد : سوم از صفات ثبوتيه زنده بودن خداى تعالى است و علماء اختلاف كرده‌اند در آن پس حكماء و ابو الحسن بصرى گويند كه معنى زنده بودن خدا اتصاف او است بصفت علم و قدرت ، و اشاعره گويند حيات صفتى است زايد بر ذات حق و آن غير از صحت اتصاف است بعلم و قدرت ، و حق قول اول است زيرا كه قاعدهء در نزد عقلا چنان است كه چون شك كنند در ثبوت چيزى پس بنا را بر عدم آن گذارند تا دليلى بر ثبوت آن برسد ، و در اينمقام دليلى نرسيده است بر اينكه حيات خدا زايد بر ذات او است ، پس حكم مىشود باينكه عين ذات او است ، و چون ثابت شد كه خداوند قادر و عالم است پس زنده نيز باشد بالبداهة زيرا كه علم و قدرت و حيات موجود نباشد . مترجم گويد : ميتوان استدلال نمود بر زايد نبودن حيوة بر ذات باينكه اگر زايد بر ذات باشد لابد غير ذات خواهد بود پس اگر قديم باشد تعدد قدماء لازم آيد ، و اگر حادث باشد دو فساد بر آن مترتب شود ، يكى آنكه لازم آيد كه ذات محل حوادث باشد ، و ديگر آنكه لازم آيد