زمينها و حكمتهائيكه در آن به كار برده شده است از حيوانات و كيفيت خلق آنها و خواص اجزاء و سر افعال و حكمت منجعل او تدبير در كيفيت آنها و نباتات و كيفيت تكون و نمو و خواص اجزاء و ترتيب اشكال و اختلاف طعوم و الوان آنها با اتحاد زمين و آب و آفتاب و معادن ، و امور غريبه و حكمتهاى بديعه كه در هريك از آنها به كار برده و خواص عجيبهء كه در آنها تدبير شده .
و اگر نبود از آثار قدرت نامتناهيه باريتعالى : مگر همان خلقت انسان هر آينه كافى بود حكمتهائيكه در آن مقدر شده در كيفيت ايجاد و ترتيب خلقت و حواسيكه در او بوديعت نهاده ، و منافع و خواصى كه در آنها قرار داده چنانچه در كلام خود به آن اشاره فرموده
( ( أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ ) )
آيا تفكر و تدبر نمينمايند در نفسهاى خود كه خداوند نيافريده است آسمانها و زمينها را مگر به حق و از عجايبى كه در خلقت انسانى قرار داده شده است يكى اينست كه از براى هر عضوى از اعضاء او چهار قوه است جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه .
و حكمت قوه جاذبه : آنست كه چون بدن انسان هميشه در تحليل است ، و هر آنى كاهيده مىشود . پس محتاجست بقوهء كه غذا را به خود جذب كند تا آنكه بدل شود براى آنچه بتحليل رفته ، تا قوام او فاسد نگردد . و حكمت جعل قوهء ماسكه : آنست كه چون عضو لزجست و غذا نيز لزج و لغزنده است و اگر چيزى آن را نگاه ندارد هر آينه از عضو بگذرد و فائده بر آن مرتب نشود ، پس قوهء ماسكه را قرار داد تا غذا را نگه دارد بمقداريكه قوهء هاضمه بتواند در آن تصرف كند . و فائدهء