تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و محتاج است بمؤثر و همچنين بايد موثر در علت خودش نيز باشد پس لازم ميآيد كه مقدم بر نفس خود و بر علتهاى خود و اين نيز باطل است . و اگر مؤثر در اين سلسله امرى باشد خارج از آن ، بايد آنچيز واجب باشد زيرا كه چون فرض كرديم تمام ممكنات را در يكرشته ، پس آنموجوديكه بيرون است از اين رشته واجب باشد چون واسطهء بين واجب و ممكن در وجود نيست و دراين‌صورت تسلسل كه بمعنى ترتب علتهاى متعدده است باطل شود ، و اگرنه لازم آيد اجتماع دو علت بر يك معلول و آن محال است . بيان اين اجمال آنكه فرض كرديم در معنى تسلسل اينكه هريك از آحاد سلسله مؤثر باشد در لاحق خود ، و هم فرض شد كه آن امريكه خارج است از سلسله مؤثر است در تمام اين سلسله و در هريك از آحاد اين سلسله ، پس لازم آيد كه هريك از آحاد سلسله دو علت تامه داشته باشد و اين امر محال است ، چونكه لازم مىآيد از آن اينكه در حالى كه محتاج است بهردو بينياز باشد از هردو ، زيرا كه معنى علت تامه آنست كه از وجود او وجود معلول لازم آيد و از عدم او عدم معلول و در اين صورت اگر آن امر خارج علت علت باشد پس با بودن او احتياجى بتأثير خود سابقى نباشد ، و اگر همان جزء علت باشد احتياجى به آن امر خارج نباشد پس لازم آيد كه يكچيز در يكزمان هم به او احتياج باشد هم نباشد و اين اجتماع نقيضين و محال است . پس بدين تقرير ثابت شد بطلان تسلسل به جهت لزوم تقدم شىء بر نفس خود ، يا اجتماع نقيضين ، پس مطلوب ما كه وجوب واجب الوجود بالذات است ثابت شد . * * * * * *