بودن پروردگار تو بر هر چيزى در دلالت بر او .
مترجم گويد : طريق استدلال نمودن به اين آيه بر واجب الوجود بودن صانع بر نحو اختصار آنست كه چون ثابت است گواه بودن بارى تعالى بر هر چيزى . پس بايد وجود او سابق باشد بر تمام اشياء تا اينكه صحيح باشد اينكه گفته شود كه بر چيزى گواه است و چنين كسى بايد واجب الوجود باشد ، زيرا كه اگر حادث باشد محتاج باشد بكسيكه او را موجود كند پس وجود آنكس سابق باشد پس گواه بر او نباشد و چون معلوم شد بر تمام اشياء گواهست پس چيزى سابق بر او نباشد و چون ثابت شد واجب الوجود بودن او پس تمام خواص واجب الوجود در او ثابت شود .
شارح گويد : و مصنف در اينباب هر دو طريقرا ذكر نموده است .
پس اشاره نموده است بطريق اول در آن جائى كه اتيان قدرت به جهت او مينمايد چنانچه بيان خواهد آمد انشاء اللّه ، و راه قديم دوم را در اينجا ذكر نموده ، و تقريرش بدين نحو است ميگوئيم اگر واجب الوجودى موجود نباشد لازم آيد يا دور و يا تسلسل و چون هردو باطلند پس ملزوم آنها نيز كه عدم واجب الوجود است باطل خواهد بود .
پس در اينمقام دو چيز بايد بيان شود يكى معنى دور و تسلسل و كيفيت لزوم . دوم وجه بطلان آنها .
اما بيان امر اول پس بدين نحو است كه بالضرورة ميبينيم چيزهائى را كه متصفند بصفت وجود و هستى در خارج ، پس اگر با اينها واجب الوجودى باشد مطلوب ما ثابت شد و اگر در ميان اينموجودات واجب الوجودى نباشد لازم ميآيد كه تمام شريك باشند در صفت امكان چونكه واسطه بين واجب و ممكن نيست و چون تمام ممكن شدند محتاج
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٦