سوم اينكه ممكن در بقاء نيز محتاج است بمؤثر ، زيرا كه امكان لازم ذات او است و محال است رفع شدن او و اگر نه لازم آيد انقلاب او از امكان بوجوب يا امتناع ، ثابت نموديم كه احتياج لازمهء امكان است و امكان هم لازمهء ذات ممكن است و لازم لازم هر چيزى لازم آنچيز است پس احتياج لازم مهيت ممكن خواهد بود و همين است مطلوب ما .
مقصد دوم در اثبات يزدان پاك است ، و براى اثبات او دو طريق است
طريق اول در بيان اينكه وجود اثر دليل بر وجود مؤثر است
مصنف گويد : شكى نيست در اينكه در خارج موجودى هست بالضرورة پس اگر اين موجود بالذات باشد پس مطلوب ما ثابت خواهد بود چون غرض اثبات ذات واجب الوجود است . و اگر ممكن باشد محتاج خواهد بود بالبداهة بكسيكه آن را موجود كند پس اگر آنكس واجب باشد بالذات مطلوب ثابت شود . و اگر او نيز ممكن باشد محتاج باشد بكسيكه او را موجود كند ، پس اگر موجودكنندهء او همان موجود اول باشد دور لازم آيد و آن بالضرورة باطلست ، و اگر ممكنى ديگر باشد تسلسل لازم آيد و آن نيز باطلست زيرا كه تمام افراد چنين رشتهء كه جامع جميع ممكناتست ممكن است بالضرورة ، پس تمام شريك خواهند بود در اينكه ممتنع است كه بخودىخود موجود شوند پس لابد بايد كسى اينها را موجود كند كه خود خارج باشد از ايشان بالضرورة . و موجوديكه از جملهء ممكنات نيست البته واجب خواهد بود بالضرورة و همين است مطلوب .
شارح گويد : كه علماء را در اثبات صانع دو طريق است :