قصدش نه امر او باشد مستحق ثواب نخواهد بود بلكه گاهست كه بر فعل واجب معاقب شود به جهت مقارن بودن آن با وصفى كه نهى شده از آن در شرع مانند رياء و سمعه و نحو آن ولى در ترك واجب و فعل حرام اگر عذر شرعى براى او نباشد به مجرد ترك اول و فعل ثانى مستوجب عقاب نخواهد شد با علم بوجوب يا حرمت آن به تفصيلى كه در محلش مذكور است .
فايده دوم هركس كه مستحق ثواب شود يا مستوجب عقاب گردد واجبست كه آن ثواب يا عقاب بر او دائمى باشد مانند كسانى كه بر ايمان ميميرند كه مستحق ثوابند و كسانى كه بر كفر ميميرند كه مستوجب عقابند چون عملى كه موجب ثواب ايشان شده است هميشه ممدوح است و اگر ثواب آن دائمى نباشد و منقطع شود ممدوح نباشد و همچنين عمليكه بسبب آن مستوجب عقاب شدهاند هميشه مذمومست و اگر عقاب بر آن منقطع گردد مذموم نباشد چون در بين ممدوح بودن و مذموم بودن واسطهء نيست و همچنين بين ثواب و عقاب واسطهء نيست و واجبست اينكه هريك از ثواب و عقاب خالص باشند از مخلوط بودن با ديگرى پس در ثواب بايد داخل نباشد چيزى كه از لوازم عقابست و از اينجهت در بهشت هم و غم و اندوه و الم و پيرى و گرسنگى و تشنگى امثال اينها نيست زيرا كه اين امور سبب تكدر طبع و زحمت ميشوند و آن از لوازم عقابست و همچنين در عقاب نبايد از لوازم ثواب داخل باشد مانند راحت و نحو آن و از اينجهتست كه در جهنم نعوذ باللّه منها راحتى نيست به هيچ نحو و اگر در ثواب چيزى از عقاب داخل شود يا در عقاب چيزى از ثواب داخل شود نه آن ثواب ثواب باشد و نه آن عقاب
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢١٨