تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
دانند و در سابق گذشت تفصيل مذهب و دليل بر اينكه عقل حكم مىكند بوجوب ثواب . و اما عقاب پس اگرچه نيز لطفست ولى نميتوان جزم بوقوع آن نمود در حق غير كافرى كه در كفر خود بميرد چون رحمت الهى واسع است و سبقت دارد بر غضبش و خلف وعد قبيح نيست عقلا بلكه ترك آن كه مقتضاى عفو است نيكست و چون امر بدست قدرت و اختيار او است نميتوان حكم بوقوع و عدم آن نمود و در اينمقام چند فايده ذكر مىشود . اول اينكه بنده مستحق ثواب و مدح مىشود بر فعل واجبات و مستحبات و بر فعل ضد قبيح يا عدم اقدام بر فعل قبيح ولى به شرط اينكه داعى او بر فعل واجب و مستحب اين باشد كه چون خداوند امر فرموده است به آن از اينجهة بجا مىآورد و داعى او بر فعل ضد قبيح يا ترك قبيح همان مجرد قبح آن باشد نه امرى ديگر مثل اينكه زكات دهد باينجهة كه واجب است يا آنكه در زكات دادن دستگيرى فقراء و اعانت ضعفاء و مؤمنين است و امثال آن و همچنين در دادن صدقه به جهت اينكه خدا فرموده بدهد يا به جهت اينكه عطا و بخشش صفت خوبيست نه اينكه صدقه بزنى دهد و غرضش اين باشد كه او را رام كند و با او عمل ناشايست كند يا آنكه نماز كند مثلا تا مردم ببينند و به اين سبب مريد او شوند يا آنكه ترك زنا نمايد از ترس اينكه مبادا كسى بر آن مطلع شود و سلب اعتقاد مردم از او مثلا و همچنين مستحق عذاب و مذمت مىشود بسبب فعل قبيح و حرام و ترك نمودن واجب و بالجمله هر عملى كه انسان مىكند استحقاق ثواب و عقاب بر آن تابع قصد او است پس اگر قصدش در آن عمل اطاعت مولى باشد مستحق ثواب خواهد بود اگر مطابق با امر او باشد و اگر