حضرت رسول صلى اللّه عليه و إله خود معتقد بود بوقوع معاد بدنى و خبر از آن ميداد و آنچه كه مخبر صادق يعنى رسولخدا به آن خبر دهد البته حق باشد و واقع شود و گرنه لازم آيد كذب او و آن منافات دارد با راستگو بودن او و همين است مطلوب ما .
دليل چهارم آيات قرآنيست كه صريح است در ثبوت و وقوع آن و در رد كسانى كه انكار نمودهاند آن را و اين نحو از آيات كه دلالت بر وقوع آن دارد بسيار است مانند قول تعالى
( ( وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ) )
محصل مضمون آيه آنكه منكر معاد مثل زده است براى ما از روى انكار باينكه استخوان پوسيده را خورد كرده و گفت كيست كه اين استخوانرا با آنكه پوسيده شده و خاك گشته است آن را برگرداند و زنده كند و ابتداء خلقت خود را فراموش كرده است زيرا كه آفريدن و ايجاد كردن از عدم و بيماده اعجبست از آفريدن از ماده و برگردانيدن استخوانرا به حالت انسانيت يا محمّد بگو به اين شخص كه زنده ميگرداند اين استخوانهاى پوسيده را همان كسى كه از اول آنها را انشاء نموده و از عدم بوجود آورده و او بهرنحو از آفريدن دانا و عالمست و از اين قبيل آيات در قرآن بسيار است .
مبحث دوم در بيان اينكه بعث و برگشت عقلا و نقلا واجب است
مصنف گويد : هركسى كه مستحق عوض شده است در اين دنيا و يا آنكه مستحق گرفتن عوض از او شده است واجب است مبعوث شدن او به حكم عقل و غير از اين دو طايفه بدليل نقلى ثابت شده است بعث آنها .