تخلف كنند از آن لشگر و هم ثابت شده است كه چون ابو بكر بعد از از عيادت آنحضرت مراجعت كرد بمدينه آن حضرت متغير شده انكار فرمود بر او و مجددا امر اكيد فرمود بر خروج او ساير لشگر پس ثابت شد كه او منصوص و منصوب نبوده است براى خلافت و اگرنه امر بخروج او صادر نميشد .
ششم آنكه هيچيك از كسانى كه ادعاء خلافت براى ايشان شده است جز على عليه السّلام صلاحيت براى امامت و خلافت نداشتند پس هم خود آنحضرت امام باشد و دليل بر اينكه جز على كسى اهليت و صلاحيت براى امامت نداشته آنست كه تمام ايشان ظالم بودند چون در اول عمر سالها عبادت اصنام مينمودند و مشرك به خدا بودند و ظالم سزاوار امامت نباشد بدليل آيهء شريفه
( ( لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) )
و چون ثابت شد كه ديگران اهليت و قابليت براى امامت نداشتهاند و هم ثابت شد وجوب نصب امام پس ثابت شد نص بر على عليه السّلام و امامت و خلافت آن جناب بعد از رسول - خدا صلى اللّه عليه و إله و همين است مطلوب ما .
مقصد سوم در بيان نامهاى ائمهى معصومين عليهم السلام بعد از حضرت على عليه السلام
مصنف گويد : و امام بعد از على عليه السّلام پسر بزرگ آنحضرت حسن بن على است و بعد از آن جناب پسر ديگر آنحضرت حسين بن على است و بعد از آنسرور پسرش على بن الحسين است و بعد از او پسرش محمّد بن على الباقر است و بعد از او پسرش جعفر بن محمّد الصادقست و بعد از او پسرش موسى بن الجعفر الكاظمست و بعد از او پسرش على بن موسى الرضا است