تمام لشگر از برداشتن آن عاجز شدند و آن جناب بنفس نفيس خود به تنهائى آن را برداشته چند قدم دور انداخت و برگشتن قرص آفتاب براى آن حضرت به جهت اداء نماز در وقت فضيلت آن و غير اينها از معجزاتيكه احصاء آن نتوان نمود و اما اينكه هركس كه ادعاء امامت كند و معجزه بر دست او ظاهر شود امام خواهد بود پس دليلش چنانست كه در مبحث نبوت گذشت .
دليل ششم آنكه از يكى از دو امر خالى نيست يا اينست كه رسول خدا صلى اللّه عليه و إله تصريح فرمود بامارت كسى و نصب خليفه نمود براى خود در امت يا نه نميتوان گفت كه نصب امام نفرمود و خليفه معين ننمود به دو دليل :
اول آنكه نصب امام واجب است چون سبب تكميل دين و تعيين حافظ آنست پس اگر كوتاهى نمايد در آن لازم آيد كه كوتاهى در واجب نموده باشد .
دليل دوم آنكه دلسوزى و مهربانى حضرت دربارهء مكلفين و رعايت مصلحت ايشان به نحوى بود كه تمام جزئيات احكام وسائل لازمه را بايشان تعليم فرمود حتى آنكه آداب بيت الخلاء رفتن و احكام جنابت و نحو آن را به جهت ايشان بيان فرمود با اينكه مصلحت آنها را چون مقابل مصلحت نصب امام بگذارند ابدا طرف نسبت نيستند و مانند نسبت عدم بوجود باشد پس چنين پيغمبر رؤف و معصومى محالست كه براى امت معين ننمايد كسى را كه در وقايع رجوع به او نمايند و اگر رخنهء در امور دينيه يا دنيويهء ايشان واقع شود سد آن بنمايد و ايشانرا با يكديگر الفت دهد و جمعآورى نمايد .
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٠٣