تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و اين باطلست زيرا كه خدا و رسول او اولى به تصرف هستند بدليل آيه
( ( النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ) )
و آيهء
( ( وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ) )
و چون ممكن نباشد ارادهء تمام مومنين از آن پس بعض مراد باشد . دليل دوم آنكه خداوند اين مومنين را توصيف فرموده است بصفتى كه در تمام ايشان موجود نيست بلكه در بعض از ايشان موجود است و آن انفاق نمودن در حال ركوع است چونكه جملهء
وَ هُمْ راكِعُونَ
حالست براى فاعل در
وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
پس معنى آيه چنين مىشود كه زكات دادن در حال ركوع يكى از صفات كسانى است كه اولى به تصرف هستند و معلوم است كه اين صفت در تمام مومنين نبوده است . مقدمه پنجم آنكه مراد از اين بعض مومنين حضرت امير المومنين است به تنهائى و اين آيه در شأن آنحضرت نازل شده است به جهت اينكه روايات صحيحه از طرف خاصه و عامه وارد شده است و اكثر مفسرين عامه و تمام مفسرين خاصه اتفاق نموده‌اند بر اينكه آنحضرت در نماز بود پس سائلى سئوال نمود و از مردم چيزى طلبيد و آنحضرت در حال ركوع بود و چون آن سائل نزديك آنحضرت رسيد انگشت مبارك را بجانب او دراز فرمود و انگشتريرا كه قيمت آن معادل بود با خراج ملك شام به او عطا فرمود و چون ثابت شد كه آنحضرت اولى به تصرف در ما است از نفسهاى ما پس معين است كه هم آنحضرت امام است زيرا كه معنى امام جز اولى به تصرف نيست . دليل دوم از ادله بر امامت آنحضرت حديث غدير خم است كه بطرق متواتره روايت شده است و تفصيل آن بر نحو اجمال آنست كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و إله زمانيكه از حجة الوداع معاودت فرمود چون
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 197 | العلامة الحلي / محمد علي حسينى شهرستانى / فاضل مقداد / محسن صدر رضوانى