يكديگرند چنانچه خداوند ميفرمايد
( ( وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) )
مؤمنين و مؤمنات بعض از ايشان ياور بعض ديگرند و چون بمعنى ناصر نيز نتوان باشد معين شد كه بمعنى اولى بتصرفست و استعمال ولى در اولى به تصرف بسيار است چنانچه گويند وليعهد و ولىدم و ولى من لاولى له و امثال اينها .
مقدمه سوم اينكه اين آيات خطاب بمؤمنين است زيرا كه آيهء قبل از آن اين آيه است
( ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
الآية ) ) محصل مضمون آيه ايكسانيكه ايمان آوردهايد اگر كسى از شما از دين خود برگردد پس زود است كه خداوند برانگيزاند قوميرا كه دوست دارد خدا ايشانرا و دوست دارند ايشان خدا را تواضع كنند براى مؤمنين و تكبر كنند بر كافرين و در راه خدا جهاد كنند و از ملامت و سرزنش ملامتكنندهگان نترسند و اين صفت فضيلتى است كه خداوند بهركس خواسته باشد ميدهد و رحمت خدا واسع است و خدا دانا است باستحقاق هركس اينست و جز اين نيست كه اولى به تصرف در شما خدا است تا آخر آيه پس مراد بلفظ كم در آيه مؤمنين هستند .
مقدمه چهارم اينكه مراد به
الَّذِينَ آمَنُوا
در اين آيه كه بعد از ذكر خدا و رسول ذكر شده است بعض از مؤمنينند به دو دليل :
اول آنكه اگر مراد تمام مؤمنين باشند لازم آيد كه هريك از افراد مؤمنين ولى بر نفس خود باشند و اولى به تصرف باشند در نفس خود