تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
و اما حافظ بودن اجماع پس از دو راهست : يكى آنكه اجماع در بسيارى از احكام واقع نيست با آنكه در هر واقعه حكمى مقرر گشته . دوم آنكه اگر معصوم در ميان اهل اجماع داخل نباشد اجماع ايشان حجت نخواهد بود زيرا كه چون بر هريك از افراد اهل اجماع خطاء جايز باشد بر تمام نيز جايز باشد پس قول ايشان حجت نباشد و اثبات حكم شرعى نتوان نمود به آن و اگر در ميان ايشان معصومى باشد پس همان قول معصوم حجت است نه اجماع خداوند تعالى در آيهء شريفه اشاره فرموده است بجواز خطاء امت كه فرموده
( ( أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ ) )
يعنى آيا اگر محمّد صلى اللّه عليه و إله بميرد يا كشته شود مرتد خواهيد شد و بكفر اصلى خود باز خواهيد گشت خداوند به اين آيه انكار فرموده است بر امت و خبر داده است از مرتد شدن ايشان بعد از رسول خدا چنانچه در خبر است كه تمام مردم مرتد شدند بعد از پيغمبر مگر سه نفر و هيچ معصيتى بدتر از كفر نيست و چون ممكن باشد اجتماع ايشان بر كفر پس اجماع ايشان بىوجود معصوم چه فايده خواهد داشت و رسولخدا صلى اللّه عليه و إله فرمود ( ( الا لا ترجعوا بعدى كفارا ) ) يعنى آگاه ميكنيم شما را و نهى مينمايم شما را از اينكه بعد از من كافر شويد يعنى مرتد نشويد و بكفر قديمى خود برنگرديد و نهى كردن خدا و رسول امت را از ارتداد كشف از امكان آن مىكند زيرا كه نهى نمودن از چيزى كه ممكن نيست وقوع آن مانند نهى كردن كسى را كه پروبال ندارد از پريدن قبيح است عقلا و صدور آن از حكيم محالست . مترجم گويد : اگر كسى بگويد كه در خبر است كه حضرت رسول