نصب او به خود مردم واگذاشته شده يا بايد از جانب خدا باشد چونكه غرض از وجود او دفع ضرر است و اگر تفويض بخلق شود در ميان ايشان اختلاف واقع گردد و هر گروهى ميل بامامت كسى كنند و هركس امامت را براى خود خواهد و هواخواهان بر او مجتمع شوند و اين اختلاف سبب فساد و هرجومرج گردد و ضرر آن زياده شود از عدم امام و ايضا در امام شرطست كه معصوم باشد و نص صريح از رسول بامامت او رسيده باشد و همين دو شرط دفع مىكند سخنان مخالفين را .
مبحث دوم در بيان وجوب عصمت امام ( ع )
مصنف گويد : مبحث دوم واجب است اينكه امام معصوم باشد و اگرنه تسلسل لازم آيد زيرا كه غرض از نصب امام يكى منع كردن ظالمست از ظلم و داد مظلوم گرفتن است از ظالم و اگر جايز شد كه امام معصوم نباشد شايد خودش ظلم كند آنگاه محتاج باشد بامامى كه او را منع كند از ظلم و داد مظلوم را از او بگيرد و شايد آن امام نيز ظلم كند پس بر او نيز امامى لازم است و همچنين در آن امام و بعد از او پس تسلسل لازم آيد و آن محالست و دليل ديگر آنكه اگر امام معصوم نباشد ممكنست كه معصيتى از او صادر شود دراينصورت اگر واجب باشد نهى كردن او را از آن منكر پس از براى او وقعى باقى نماند در دلها و از اعتبار بيفتد در نزد مردم و ديگر كسى اطاعت نكند او را و فايدهء نصب او بر طرف شود و اگر واجب نباشد انكار بر او و نهى او از معصيت لازم آيد كه امر بمعروف و نهى از منكر واجب نباشد و آن محالست و دليل ديگر اينكه امام حافظ شرعست پس ناچار بايد معصوم باشد تا شرع از زيادتى و نقصان ايمن