تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
نبوت و در غير خاتم آن لازم نيست باقى بودن معجزهء او تا روز قيامت بلكه كفايت مىكند اينكه معجزهء او از امور جزئيه باشد كه بعد از موت او بر طرف شود همچنانكه وحى او نيز بر طرف مىشود بموت او چونكه بعد از او پيغمبرى ديگر مبعوث مىشود و بر او وحى نازل ميگردد بهمانشرع يا بشرعى ديگر و براى او هم معجزهء ديگر خواهد بود و اما در خاتم پس لازم است كه معجزه او هميشه باقى باشد چنانچه گذشت پس خداوند معجزهء او را قرآنى قرار داد كه بوحى الهى نازلشده است و در آنست بيان جميع احكام و باقى است تا روز قيامت و در نزد اهلش محفوظ است . پس از اينجهت حاجت بنزول وحى جديد بر حافظ شرع او نيست تا بسبب آن پيغمبر شود بلكه آنچه كه لازم است همين است كه عالم باشد بكتاب خدا و معصوم باشد از معصيت و خطاء تا آنكه شريعت به او محفوظ ماند و كسانى كه حامل و حافظ اينشريعتند و معصومند ايشان عترت طاهره هستند و از اينجهت حضرت رسول فرمود بامت خود كه در ميان شما گذاشتم دو چيز بزرگرا كه اگر به آنها تمسك جوئيد هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو كتاب خدا و عترت منند كه اهل بيت من باشند و ايندو از يكديگر جدا نميشوند تا آنكه وارد شوند بر من در كنار حوض و بس است در اثبات امامت و وصايت براى ايشان تصريح پيغمبر دربارهء ايشان بوصايت و امامت . و اما صادر شدن خارق‌عادت از ائمه و از قبور ايشان و اولاد و شيعيان ايشان پس واجب نيست در لازم بودن تصديق ايشان بلكه آن كرامتى است براى اين ذوات طيبه كه خداوند ايشانرا گرامى داشته است به آن حاصل آنكه مقام نبوت در ازمنهء سابق متحد بود با مقام حفظ