كه مقدمات آن از بديهيات باشد و افادهء قطع كند و بديهيات را بر شش امر قسمت نمودهاند و از آن جمله متواتراتست و آن خبريرا گويند كه مخبرين آن در كثرت به حدى باشند كه تواطى ايشان بر كذب محال باشد عادة پس اگر يكى از مقدمات دليل عقلى از اخبار متواتره باشد سبب نميشود براى اينكه دليل از عقلى بودن خارج شود و يكى ديگر مشاهدات است و آن امورى را گويند كه بيكى از خواص ظاهره ادراك شود مثل اينكه استدلال مينمايند بر حدوث عالم باينكه اجزاء آن متغير است و هر متغيرى حادث است و نتيجهء آن چنين مىشود كه عالم حادث است با اينكه ثبوت تغير عالم متوقفست بر احساس اينكه اجزاء عالم جسم است يا از جسمانيات است و حال آنكه احساس از وظيفهء عقل نيست پس ثابت شد كه منتهى شدن يكى از مقدمات دليل عقلى بنقل متواتر ضرر نميرساند بعقلى بودن دليل .
و از جملهء شبهات آنست كه بر فرض ثبوت ختم نبوت پيغمبر شما احتمال بداء در آن ميرود چنانچه مذهب شيعه برآنست پس ثابت نميشود ختم نبوت باخبار نبى و جوابش آنست كه بداء در مذهب شيعه بمعنى ديگر است نه بمعنى كه شما گمان كردهايد كه در هر خبرى جارى باشد و اتفاق شيعه بر آنست كه در مثل چنين مسئله بداء جارى نيست پس احتمال بداء در آن نميرود .
و از آن جمله آنست كه بعضى از ادلهء كه اقامه شده است بر افضليت اين شريعت و استدلال شده است به آن بر خاتميت بيش از اين دلالت ندارد كه رسولى كه صاحب شرع جديد باشد نخواهد آمد و دلالت ندارد بر مبعوث نشدن پيغمبرى كه حافظ اين شرع باشد مانند پيغمبرانيكه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٧٠