تصديق نمودن ايشان مگر بتصديق پيغمبريكه معجزهء او باقى و محسوس باشد براى اهل اينزمان همچنانكه مسلمين تصديق مينمايند نبوت موسى و عيسى از جهت اينكه پيغمبر ايشان تصديق نموده است بنبوت ايشان نه از جهت اينكه شنيده باشند صدور معجزات را از ايشان چونكه دانستى كه مجرد شنيدن صدور معجزه كفايت نميكند در الزام نمودن كسانى كه مشاهده ننمودهاند آن را پس دراينصورت ممكن نيست از براى يهود و نصارى كه الزام نمايند مسلمين را بر اينكه شما تسليم نمودهايد نبوت موسى و عيسى را و ادعاء مينمائيد نبوت محمّد صلى اللّه عليه و إله را پس بر شما است كه آن را ثابت نمائيد و جوابش آنست كه مسلمانان از اينجهة تسليم نمودهاند نبوت موسى و عيسى را كه محمّد صلى اللّه عليه و إله تصديق نموده نبوت ايشانرا پس تسليم مسلمين تابع تسليم پيغمبر ايشان است بخلاف يهود و نصارى زيرا كه ايشان تقليد پدران خود را نمودهاند در تسليم نبوت موسى و عيسى بدون اينكه معجزهء از ايشان ديده باشند و بنابراين مسلمين شريك نخواهند بود با يهود و نصارى در تصديق نبوت موسى و عيسى تا محتاج شوند باثبات نبوت محمّد صلى اللّه عليه و إله بلكه ميگوئيم بيهود و نصارى كه اگر تسليم داريد نبوت محمّد را پس با ما موافق خواهند بود و اگر قبول نداريد پس راهى نخواهيد داشت براى اثبات صحت ملت خود و اگر راست ميگوئيد پس دليل خود را بيان نمائيد اگر راستگو هستيد .
و بعبارت واضحتر ميگوئيم اگر فرض كنيم كه مردى از بتپرستان بعقول خود رجوع كند و فساد ملت خود را بداند و عالم شود بوجود خداى حكيم عليم مختار قدير و خواسته باشد كه داخل شود در يكى از ملتهاى موجوده و برود بنزد اخبار يهود و ايشان او را دعوت كنند بدين خود
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٦