پس ميگوئيم كه غرض آن جعل دين و شريعت آنست كه نظام امور نوع انسان محفوظ ماند در اموريكه راجعست بمعاش و معاد ايشان و شارع مقدس مقرر فرموده است در اينشرع شريف از عباداتى كه نافع است براى معاد ايشان و معاملاتى كه حفظ مينمايد نظام معاش ايشانرا و حدود و احكاميكه حفظ مينمايد بقاء اشخاص و انواع را بقدريكه عقول كملين از ادراك آن عاجز است و تمام حكماء تصديق نمودهاند بر اتفاق آن و بر اينكه واضع آن حكيمى بوده است بسيار كامل و در كيفيت تطهير ابدان و اجساد از نجاسات و تزكيه اموال از فضولات و تصفيهء نفوس از اخلاق خبيثه و تزكيهء آن باخلاق حسنه آنقدر اخبار از ائمه شرع وارد شده است كه كتابها پر است از آن و اخباريكه در علم معرفت خدا و معرفت نفس و چگونگى بازگشت او و مآل امرا و وارد شده است در كتاب خدا و سنت نبى ده يك آن در كتابهاى متقدمين حتى كتابهاى آسمانى ذكر نشده است و در اينشرع براى هرچيزى حكمى مقرر شده و براى هر جنايتى حدى مقدر گشته حتى در باب خراشيدن پوست تكليفى بر جنايتكننده وارد آمده و صاحب شرع معين فرموده است امامانيرا كه در نزد ايشان است آنچه كه مردم محتاجند به آن و علماء عدولى مقرر فرموده است تا جهال رجوع نمايند بايشان در معارف و احكام خود پس كدام شرعى اكمل و اتقن و محكمتر است از اينشرع .
و حال آنكه صاحب اينشرع صلى اللّه عليه و إله فرموده است كه فروگذار ننمودهام براى شما چيزيرا كه شما را بمقام قرب حق مىرساند مگر آنكه شما را امر نمودم به آن و نه چيزيرا كه شما را دور مينمايد از رحمت خدا مگر آنكه شما را نهى نمودم از آن و خداوند در كلام مجيد خود فرموده
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٨