قيامت پس بايد معجزهء او هم باقى باشد تا روز قيامت و هركس كه معجزه او باقيست تا روز قيامت البته پيغمبرى بعد از او نخواهد بود اگر پيغمبرى بعد از او باشد البته براى او نيز معجزه خواهد بود پس باقى ماندن معجزهء پيغمبر اول عبث خواهد بود و خداوند منزه است از فعل عبث .
پس در اين فصل بدليل عقلى ثابت شد اينكه هر پيغمبريكه خاتم پيغمبرانست و پيغمبرى بعد از او نخواهد بود تا روز قيامت پس از براى چهار چيز لازم است .
يكى اينكه چنين پيغمبرى اشرف است از تمام پيغمبران .
دوم اينكه دين او اشرف است از تمام اديان .
سوم اينكه دين او باقيست تا روز قيامت .
چهارم اينكه معجزهء او باقى است تا روز قيامت و ملازمه در عكس آن نيز ثابت شد حتى در امر چهارم باينمعنى كه هركس كه معجزه بياورد كه باقى باشد تا روز قيامت البته او خاتم الانبياء خواهد بود نه غير او و از اينمطالب ثابت شد كه هر پيغمبريكه چنين معجزه بياورد يعنى معجزهء كه باقى باشد تا روز قيامت البته او خاتم الانبياء نباشد .
و به اين دليل ثابت مىشود كه موسى و عيسى خاتم الانبياء نبودهاند چونكه معجزهء ايشان باقى نماند زيرا كه معجزه موسى از قبيل عصا و يد بيضا و نحو اينها بود و از هيچيك اثرى باقى نيست و جز بخبر و روايت دليلى بر آن نيست و معجزه عيسى زنده كردن مردگان و نازل نمودن مائده از آسمان و شفا دادن كور مادرزاد و پيس و مانند اينها بود و از آنها جز خبر چيزى باقى نيست پس ممكن نيست براى اهل اين زمان
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٥٥