تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بود و محتاج باستدلال بر آن نيستيم و خاتم الانبياء بودن يكچيز ديگر را هم لازم دارد و آن اين است كه معجزه او هم بايد باقى باشد تا روز قيامت پس خاتم النبيين كسى بايد باشد كه معجزهء او باقى است تا روز قيامت و هركس كه چنين معجزه آورد او خاتم النبيين خواهد بود . و بيان ملازمه از دو طرف متوقفست بر بيان مقدمه و آنمقدمه اين است كه پيغمبريكه مبعوث مىشود بسوى بشر بايد از جنس ايشان باشد و فرقى كه با ايشان دارد اينستكه معجزه در دست او جارى مىشود و آن امريست كه خارق عادت باشد و ممكن نباشد صدور آن از غير خدا و بايد امرى باشد كه هركس آن را بتواند مشاهده كند بنحويكه نتواند آن را انكار كند و در اينباب كفايت نميكند خبر دادن اتباع او بصدور معجزهء از او چونكه خبر اتباع ملازمه ندارد يا حصول علم براى غيرايشان پس به مجرد خبر دادن اتباع او نميتوان ديگرانرا الزام نمود و حجت بر ايشان تمام نميشود و دراينصورت اگر رسالت پيغمبر موقوف باشد به زمان معينى واجب نيست كه معجزهء او باقى باشد بعد از گذشتن زمان نبوت او بلكه باقى ماندن آن عبث خواهد بود چونكه بعد از گذشتن زمان نبوت او البته پيغمبرى ديگر خواهد آمد كه تصديق نمايد رسالت پيغمبر سابق را و با او نيز معجزه خواهد بود كه محسوس باشد با وجود اين احتياجى نيست به باقى بودن معجزه رسول سابق و اما اگر پيغمبرى او موقت نباشد به زمان حيات او پس لابد بايد معجزهء او باقى بماند بعد از او اگرچه بنايبان او باشد تا زمانيكه پيغمبرى ديگر مبعوث شود . و چون اينمطلب معلوم شد ميگوئيم كه چون رسالت خاتم الانبياء دائمى است و موقت نيست به زمان حيات او بلكه شريعت او باقيست تا روز
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 154 | العلامة الحلي / محمد علي حسينى شهرستانى / فاضل مقداد / محسن صدر رضوانى