تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
تا دليلى بر صحت قول خود اقامه ننمايد . مثل اينكه اگر شخصى ادعاء كند كه از جانب سلطان انگريز مثلا مأمور شده است بر اهل بلدى و براى ايشان احكامى و تكليفاتى آورد و بايشان بگويد كه من از جانب پادشاه انگريز مأمورم بر شما و بايد به اين احكام عمل نمائيد تا مورد مرحمت پادشاه شويد و اگر مخالفت كنيد مورد قتل و غارت و جريمه خواهيد شد پس اهل آن بلد حق اين دارند كه بگويند اگر در دعوى خود راستگو هستى پس بگو بپادشاه كه فلان دشمن را از ما دفع كند يا آنكه آب در بلد ما كمست پس فلان نهر را از براى ما جارى كن يا آنكه يكى از كشتيهاى جنگى را در كنار بندر حاضر كن و امثال اين خواهشها را بنمايند براى تحصيل يقين بصدق او . و علاوه بر تمام اينمطالب ما محتاج نيستيم باينسخنان بلكه اگر كسى چنين ادعائى كند در اينزمان تكذيب كنيم او را اگرچه خارق عاداتى هم از او صادر شود زيرا كه اقرار بنبوت حضرت خاتم الانبياء مستلزم است تصديق نمودن آنحضرت را در تمام فرمايشات او و از جملهء اخبارات آنحضرت خاتم الانبياء بودن آنجنابست و معنى خاتم بودن آنحضرت بلكه صريح فرمايش آنحضرت كه لا نبى بعدى آنست كه پيغمبرى بعد از آنسرور نخواهد آمد پس هركس بعد از آنحضرت ادعاء نبوت نمايد واجبست بر ما اينكه تكذيب كنيم او را تا چه رسد باينكه ادعاء خدائى نمايد چنان كه اتباع بابيه در حق رؤساء خود مدعى هستند بلكه صريح كلام رؤساى ايشان است ورد آن در مباحث توحيد ثابت شد .

مبحث دوم در بيان وجوب عصمت پيامبر ( ص ) است