كمال او بود در علم طب يا باعجاز بود و همان سخنانرا در اينمقام نيز بگويد و مهلت بخواهد براى خواندن علم طب و بالجمله چون اين نحو از اعذار نسبت بپيغمبران سابق و معجزات ايشان شنيده نشده بلكه گفته نشده و اگر هم گفته شود در نزد عقلا مسموع نباشد همچنين نسبت باعجاز قرآن مسموع نخواهد بود .
شارح گويد : و از جملهء معجزات آنحضرت شق القمر است و ديگر جارى شدن چشمهء آب خوشگوار است از ميان انگشتان مباركش ، و ديگر سير شدن خلق بسيار است از طعام اندك چنانچه در خانهء جابر در روز حفر خندق هفتصد نفر را از يك بزغاله و يك صاع آرد سير نمود و همگى نان و گوشت به حد افراط خوردند و از گوشت هيچ كم نشد و از تنور يك نان كم نگشت و چند نوبت ديگر مانند اين معجزه از آنحضرت ظاهر شد و ديگر تسبيح نمودن سنگريزه است در دست مباركش ، و ديگر تكلم نمودن دست گوسفند است كه يهود آن را زهرآلود نموده بريان كرده بجهة آنحضرت برسم هديه آوردند پس ان دست گوسفند بقدرت خداى تعالى و اعجاز آن بزرگوار بسخن آمده خبر داد از مسموم بودن آن ، و ديگر ناله كردن جذوع خشك خرما بود كه از فراق آنحضرت ناليد ، و ديگر تكلم نمودن حيوانات و درندگان است مراتب متعدده اتفاق افتاد مانند تكلم نمودن سوسمار و شتر و غير آن .
و ديگر خبر دادن از مغيبات است كه بسيار از آنحضرت واقع شده مانند اخبار از شهادت امير المؤمنين عليه السّلام و محاربهء آن جناب با ناكثين و قاسطين و مارقين و اخبار از شهادت فرزندش سيد الشهداء و مانند اينها و ديگر مستجاب شدن دعاى آنحضرتست فورا ، و ديگر سايه افكندن ابر
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٣٩