بلاغت بدرجهء عليا بودند از آن عاجز آمده بمحاربه و مقاتله تن دردادند ، و خون خود را ريختند - و اموال خود را بنهب و غارت رسانيدند - و اهل و اولاد خود را با سيرى سپردند ، و اگر ميتوانستند يك آيه به مثل آن بياورند كار بمقاتله و محاربه نميكشيد و جواب آنحضرت را بسخن و خطبه ميدادند - چونكه بر مفردات الفاظ دانا و بر مركب نمودن آنها را با يك ديگر توانا بودند ، با وجود اينكه همه از اهل فصاحت و بلاغت و سخنورى بودند - و انشاء خطبها و قصايد مينمودند و در موسم حج سوار شده بر مردم ميخواندند و به آن مباهات كرده و بر يكديگر افتخار مينمودند ، بلكه بعضى از طوايف عرب بسبب وجود شاعر يا خطيبى فصيح در ميان ايشان - فخريه ميكردند بر طوايف ديگر ، پس اعراض كردن ايشان از مقابله بكلام و رضايت بمحاربه و مقاتله دليلى است واضح بر عاجز بودن ايشان از مقابله با قرآن ، زيرا كه عاقل كار سخت و دشوار را بر آسان اختيار نمينمايد - و تا از آسان مقصود حاصل مىشود پيرامون سخت و دشوار نميگردد در مثل معروف است كه گرهى كه با دست گشوده مىشود با دندان نبايد گشود مگر اينكه از آن كار آسان عاجز باشد و از دستش برنيايد .
مترجم گويد : كه بعضى از ملحدان ميگويند كه چون ما از اهل عرب نيستيم و عالم بقواعد فصاحت و قوانين بلاغت نيستيم بر ما معلوم نيست معجزه بودن قرآن - و با وجود اين نميتواند كسى ما را الزام كند باسلام و قرآن را قاطع عذر ما قرار دهد بلكه بايد ما را مهلت دهد تا برويم و لسان عربى را تعليم گيريم و بر قواعد عربيت مطلع شويم و چون در فصاحت و بلاغت كامل شديم و نتوانستيم مانند آن را بياوريم - آنگاه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٣٧