تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بر ما لازم است كه اذعان نمائيم بمعجزه بودن قرآن . و جواب چنين اشخاص اينست كه اولا چون اهل لسان و عالم بقوانين فصاحت و بلاغت در زمان نزول قرآن و ازمنهء بعد از آن اذعان نمودند بكمال فصاحت و نهايت بلاغت آن - و اعتراف كردند بر عجز از آوردن به مثل يك از آن ، همين اعتراف ايشان كفايت مىكند در اثبات اعجاز آن و حجت خواهد بود بر ديگران ، و ثانيا اگر اين ايراد در نزد عقلا وقعى داشت و اين اعذار در نزد صاحبان عقل و ادراك مسموع بود هر آينه كسانى كه در زمان محاجهء حضرت موسى عليه السّلام و فرعون حاضر بودند و منازعهء او را با سحره مشاهده مينمودند و ديدند كه چگونه عصا اژدها شده سحرهاى ساحرانرا بلعيد و عمل ايشانرا باطل نمود - بايد بتوانند بگويند كه ما چون عالم بسحر نيستيم و از جزئيات اين فن اطلاع نداريم نميدانيم كه اين عصا باعجاز اژدها شده است يا بسحر ، پس ما را مهلت دهيد تا برويم و تعلم سحر كنيم تا كامل شويم در اين فن آنگاه اگر دانستيم كه نميتوان چنين كارى كرد يعنى عصا را اژدها نمود - به نحوى كه خروارها از چوب و ريسمان ساحرانرا كه به شكل افعى و مارهاى بسيار بزرگ شده بودند تمام را فرو برد - بنحويكه اثرى از آنها باقى نماند و دوباره عصا شود و به حالت اوليهء خود برگردد درحاليكه اثرى از آن سحرها باقى نباشد آنگاه ايمان خواهيم آورد ، و بايد اين سخنان را كسانى كه در آنزمان حاضر نبوده‌اند بتوانند گفت و در نزد عقلاء و ارباب ملل معذور باشند . يا بتوان كسى بگويد كه ما نميدانيم عيسى عليه السّلام شفا ميداد كوران مادرزاد و پيسان گنگانرا يا مردگانرا زنده مينمود آيا بسبب