چاه بالمره خشكيد .
مترجم گويد : سوم : آنكه خلق از آوردن مانند آن عاجز شوند چه بسيار باشند چه اندك - زيرا كه اگر مانند آن از ديگرى واقع شود دلالت بر نبوت مدعى نبوت نخواهد كرد ، و خرقعاداتى كه از ائمه و اولياء و صلحاء واقع شده است در حال حيات يا بعد از ممات ايشان چون مقارن با ادعاء نبوت نبوده كرامت باشد نه معجزه ، و گاهست كه خارق عادات صادره از ائمه را معجزه گويند اگر مقارن با منازعه باشد - و بسبب آن اثبات امامت شود ، چون امامت نيز مانند نبوت بايد از جانب خدا باشد ، و بالجمله هركس كه ادعاء نبوت كند و معجزه بر طبق دعوى او صادر شود بر دست او پيغمبر باشد .
و شكى نيست بر اينكه معجزه بر دست حضرت خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و إله ظاهر شد - و اينمطلب بتواتر معلوم است و از تواتر علم قطعى حاصل مىشود ، زيرا كه تواتر خبر دادن جمعيست بر وقوع امرى محسوس كه عدد آن جماعت به حدى باشد كه در نظر عقل ممكن نباشد اتفاقشان بر كذب ، و هرگاه چنين جماعتى خبر دهند از امر محسوسى البته افادهء علم قطعى كند - و شبههء باقى نماند در وقوع آنچه خبر دادهاند از آن ، و از جملهء معجزات حضرت خاتم الانبياء و المرسلين صلى اللّه عليه و إله كه بتواتر ثابت شده قرآن مجيد است كه به آن منازعه با كفار نمود ، و فرمود كه اينكلام خدا است و اگر تصديق نداريد پس مانند آن بياوريد بلكه مانند يكسوره يا يك آيهء آن بياوريد .
پس هيچكس بر آن قدرت نيافت . و تمام دانشمندان و سخنوران و خطيبان عرب كه زبان ايشان بر عربيت اصليه باقى بود و در فصاحت و
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٣٦