تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
تمام مردم ثابتست و همه اتفاق و اجماع نموده‌اند بر آن و كسى منكر آن نيست ، پس محتاج باستدلال و اقامهء دليل بر آن زياده بر اين نيستيم ، و اما دومى : پس معجزه آنكاريرا گويند كه خارق‌عادت باشد و بحسب اسباب عاديه وقوع آن ممكن نباشد - و مطابق با ادعاء باشد و مقارن باشد با منازعه با خصم كه آن را تحدى گويند - و بندگان عاجز باشند از آوردن مثل آن نه منفردا و نه مجتمعا . پس در معجزه سه چيز شرطست يكى خارق‌عادت بودن زيرا كه اگر بر وفق عادت باشد معجزه نخواهد بود ، مانند طلوع آفتاب از طرف مشرق و از اينجهت حضرت ابراهيم عليه السّلام در زمان محاجه با نمرود فرمود به او كه خداوند آفتاب را از طرف مشرق بيرون ميآورد و اگر تو راست ميگوئى در ادعاى خدائى پس آن را از طرف مغرب برآور و او در جواب متحير و مبهوت شد دوم : آنكه مطابق باشد با ادعاء تا آنكه دلالت كند بر صدق آنچه كه ادعاء نموده - زيرا كه اگر مخالف باشد با دعوى او دلالت بر صدق او نكند ، چنان كه در حكايت مسيلمهء كذاب اتفاق افتاد كه چون ادعاء نبوت كرد و از او معجزه خواستند آب دهان خود را در چاه آبدار انداخت و آب آن بخشكيد . مترجم گويد : بيان اين قضيه بر نحو اجمال آنست كه طايفهء به خدمت حضرت رسول صلى اللّه عليه و إله آمده شكايت كردند از خشكيدن آب چاه ايشان در فصل تابستان - پس آنحضرت آب دهان مبارك را ميان آنچاه افكند فورا آب زلال گوارا از آن بجوشيد و بعد از آن هرگز نخشكيد ، چون اين خبر باهل يمامه رسيد بنزد مسيلمه شتافته از كمى آب شكايت كردند - او بر سر چاه رفته آب دهان بچاه افكند و از شئامت وى آب