تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
گاهست كه دوائى مناسب با مرض و مزاج او است كه آن را در غير آنزمان و در غير آنحال نبايد داد كه مفيد نباشد ، بلكه گاهست كه ضرر نيز داشته باشد و موجب هلاك او شود ، و باينجهت نبوت و شريعت مختلف ميشوند بحسب اختلاف مصلحتهاى خلق در زمانهاى مختلفه و بمناسبت حال اشخاص هر زمانى ، و اينست سر اينكه بعضى از احكام شريعت سابقه منسوخ شده است بشريعت لاحقه - و بعضى از آنها بر حال خود باقى مانده است ، و اين قاعده در هر زمانى از ازمنهء سابقه برقرار بوده است كه در هر زمانى بحسب مصلحت اشخاص آن زمان و حالات ايشان حكمى براى ايشان مقرر بوده ، و چون مصالح ايشان متبدل ميشد حكم ايشان نيز مبدل بحكمى ديگر مانند آن يا بهتر از آن چنانچه در كلام مجيد نيز به آن اشاره فرموده
( ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ) )
تا آنكه زمان نبوت منتهى شد به حضرت خاتم الانبياء و سيد اصفياء صلى اللّه عليه و إله و حكمت مقتضى آن بود كه نبوت و شريعت آنحضرت نسخ كند تمام نبوتها و شريعتهاى سابقه را و باقى بماند تا بقاء تكليف كه مقارنست با قيام قيامت ، و دليل بر صحت نبوت آن حضرت آنست كه آن حضرت ادعاء نبوت و پيغمبرى كرد و معجزه بر دست او جارى شد و هركه چنين باشد او پيغمبر بر حق خواهد بود . و در اينمقام محتاجيم ببيان سه چيز : اول : آنكه آنحضرت ادعاء نبوت و رسالت فرمود . دوم : آنكه معجزه بر دست آن جناب آشكار شد . سوم : آنكه هركه چنين است پيغمبر بر حق است . اما اينكه آنحضرت ادعاء پيغمبرى و رسالت فرمود - پس در نزد