غلبه نكند بر ايشان - و در خاطر ايشان بماند ، و اينچنين كسى كه تمام مردم در امور معاش و معاد محتاج به او هستند : همان پيغمبر است كه واسطه است ما بين حق و خلق ، پس وجود نبى بمقتضاى حكمت واجب باشد و همين است مطلوب ما .
مبحث اول در بيان نبوت پيامبر ما حضرت محمد بن عبد اللّه ( ص ) است
مصنف گويد : و در اين فصل نبوت چند مبحث است .
اول : در اثبات نبوت پيغمبر ما محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب رسول خدا صلى اللّه عليه و إله است ، و دليل بر نبوت آن حضرت اينستكه خداى تعالى ظاهر فرمود معجزات بسيارى بر دست او مانند - قرآن مجيد - و شق القمر - و بيرون آمدن آب خوشگوار از ميان انگشتهاى آن جناب - و سير كردن جمعى بسيار را از طعام اندك - و تسبيح گفتن سنگريزه در دست مباركش ، بالجمله معجزات آنحضرت زياده از آنست كه احصاء آن توان نمود ، و آن سرور ادعاء نبوت فرمود پس با وجود اين معجزات در دعوى خود صادق باشد ، و اگرنه لازم ميآيد كه خداوند تعالى مكلفين را بگمراهى و ضلالت افكنده باشد - زيرا كه بر فرض كذب او معجزه را بر دست كاذب جارى نموده و آن قبيح است ، و افكندن مردم را بضلالت و گمراهى قبيحست و صدور قبيح از خدا محال است .
شارح گويد : چون مصلحت بندگان مختلف مىشود باختلاف زمانها و شخصها ، مانند مريضى كه حالش مختلف مىشود در كيفيت معالجه و استعمال ادويه بحسب اختلاف مزاج او كه در هر زمانى بايد يكنوع معالجه نمود او را و ملاحظهء قوت و ضعف و مرض و مزاج را كرد ، پس