تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
و چون نفوس متعدده در يك محل مجتمع شوند سبب تنازع شود و در ميان ايشان خصومات واقع گردد ، چونكه هريك طالب منفعت خود هستند اگرچه به ضرر ديگرى باشد - و نفس خود را دوست دارند و خود را بر غير ترجيح دهند ، و اين سبب شود كه يكديگر را تاراج نمايند و هيچكس مأمون بر جان و مال خود نخواهد بود - و از يكديگر گريزان شوند و اجتماع ايشان مبدل بافتراق گردد - و امور معاش ايشان مختل شود بلكه گاهست كه منجر بقتال گردد و يكديگر را بكشند - تا آنكه بنى نوع ايشان بالمره فانى شوند ، پس بمقتضاى حكمت بايد قانون عدالتى در بين ايشان بگذارد كه از آن تخلف ننمايند - و به آن قانون عمل كنند و هركسى از حق خود تجاوز نكند و تعدى بر ديگرى ننمايد ، و رئيسى بايد كه تمام منقاد و مطيع او باشند و از امرونهى او تجاوز ننمايند تا آن رئيس در بين ايشان حكم به عدالت كند . و آن قانون شريعت است و جعل اين قانون بايد از جانب خدا باشد - چونكه او عالم است بصلاح و فساد بندگان خود و او خود بهتر ميداند جهة صلاح و فساد آنان ، و هركسى را رائى است خلاف رأى ديگرى و عقول و طبايع مختلفند - و هركس ميخواهد بميل خود عمل كند باز منجر بفساد ميگردد ، و همچنين آن رئيس و حافظ قانون بايد از جانب خدا منصوب باشد و آن قانون بتوسط او از جانب خدا بمردم برسد - و ممتاز باشد از ميان تمام خلق بعلامتها و نشانهاى چندى كه دلالت كند بر صدق و راستى او در افعال و اقوال تا آنكه قانون از جانب خدا بخلق تبليغ نمايد ، و فرمانبرداران و مطيعان را وعده ثواب دهد - و نافرمان و معصيت‌كنندگانرا از عذاب بترساند ، تا آنكه بسبب اميد