خطرهاى بزرگ درميآورد .
براى ربحى كه دوامى براى آن نيست بلكه حصول آن هم يقينى نيست و با وجود اين عقلاء ايشانرا مذمت نميكنند بلكه تحسين مينمايند .
فائدهء سوم : اينكه واجب نيست كه عوض در دنيا داده شود يا آنكه زود داده شود بلكه خداوند بحسب صلاح بندگان دربارهء ايشان عمل ميفرمايد ، پس صلاح هركس را در دادن عوض در دنيا دانست به او خواهد داد و اگرنه در آخرت ميدهد ، و اگر صلاح در تأخير آن باشد بتأخير مياندازد ، و اگر صلاح او را در تعجيل عوض دانست معجلا ميدهد ، و در هرصورت بحسب مصلحت او عمل مينمايد .
فايدهء چهارم : آن كسى كه عوض الم او در آخرت به او ميرسد يا از صلحاء و اهل ثوابست و يا از اشقياء و مستوجب عذابست ، پس اگر از اهل ثوابست كفايت مىكند از براى او كه عوض المهاى وارده را بتدريج برساند به او - در اوقات متفرقه يا در زمان طويل و لازم نيست كه يك مرتبه همه را در يك وقت عطا فرمايد ، و اگر از اهل عذابست كفايت مينمايد كه به قدر عوض آن آلام از عذابش كم كند بتدريج - به نحوى كه تخفيفى در عقابش ظاهر نشود براى او ، به اين نحو كه آن عوضرا متفرق كند بر اوقات مثل اينكه اگر عوض المش اين شد كه يكساعت از عذاب او تخفيف داده شود - پس آن ساعت را بر شصت دقيقه قسمت كند و هر دقيقه را بر شصت ثانيه و همچنين تا بعاشره يا زيادتر ، آنگاه در ماهى يا سالى مثلا از عقاب او به قدر يكعاشره كه كمتر از نفس كشيدن است كم كنند ، و معلومست كه دراينصورت ابدا تخفيفى براى او نمودار نشود - و همين مقدار تخفيف در عوض الم او كفايت مىكند .
فائدهء پنجم : هر المى كه صادر شود از بندگان بر خود يا بر ديگرى
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٢٧