تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و اما المى كه از ما بندگان صادر مىشود بر ديگرى كه در آن يكى از وجوه قبح باشد ، پس بر خداى تعالى واجبست كه دادخواهى كند و حق مظلوم را از ظالم بگيرد - چون خداى تعالى عادلست و مقتضاى عدالت او آنست كه حق را به مستحق برساند و رفع ظلم و تعدى كند و حق مظلومرا از ظالم بگيرد ، و در خبر نيز وارد است كه اگر كسى بناحق اذيتى كند بر كسى در روز قيامت از ثواب اذيت‌كننده گرفته بمظلوم دهند و اگر براى او ثوابى نباشد از گناه مظلوم برداشته بر گناهان اذيت‌كننده بيفزايند و اگر ستم‌كننده مورد رحمت و مغفرت واقع شده باشد خداوند خصم او را راضى كند ، و بايد اين عوض مساوى الم باشد نه زيادتر و نه كمتر زيرا كه اگر كمتر باشد باذيت‌كننده ظلم شود و اگر زيادتر باشد باذيت كننده ستم گردد . و در اين مقام پنج فائده است كه بايد بيان شود . اول : آنكه عوض عبارتست از نفعى كه از جهت استحقاق داده مىشود بدون تعظيم و تجليل ، و فرق آن با تفضل در اينست كه تفضل نفع رسانيدن بدون استحقاق است و عوض نفع دادن با استحقاق است ، و فرق آن با ثواب در اينست كه ثواب مقارنست با تعظيم و تجليل و در عوض تعظيمى نيست . فائدهء دوم : اينكه واجب نيست در عوض اينكه دوام داشته باشد و هميشه برقرار باشد ، بلكه جايز است كه چيزى باشد كه براى آن دوامى نباشد - زيرا كه ميبينيم كه اگر كسى مرتكب شود كارهاى هولناك و با خطر را و خود را بتعب و رنج افكند و تحمل مشقتهاى بزرگ كند براى نفع اندك ، هر آينه عقلا او را ملامت نكنند بلكه آن را نيك شمارند - مانند تاجريكه تحمل مشقت سفر دريا و صحرا كرده خود را در معرض