اعراب گذاشتن قرآن - و تكليف نمودن زمينگير را بر پريدن ( دوم ) آنكه عالم باشد بآنچيزيكه تكليف شده است به آن - يا قادر باشد بر تحصيل علم به آن ، و از اينجهتست كه فقهاء معذور نميدانند جاهلى را كه متمكن است از تحصيل علم به احكام تكليفيه و عذرش را نميپذيرند ( سوم ) آنكه اسبابيكه فعل مكلفبه به آن موجود مىشود از برايش ممكن باشد .
مترجم گويد : مثلا در تكليف به غسل يا وضوء بايد آب داشته باشد يا قدرت بر تحصيل آب داشته باشد ، پس كسى كه نه آب دارد و نه تمكن از تحصيل آن دارد تكليف نمودن او را به غسل يا وضوء قبيح است ، و از اينجهت است كه چنين كسى در شرع مكلف است بتيمم براى نماز و نحو آن ، و اگر چيزهائى كه به آن تيمم صحيح است نيز مفقود شود تكلف بتيمم نيز ساقط شود از او .
شارح گويد : و آنچه تكليف به آن شده يا تحصيل علمست به چيزى و يا تحصيل ظنست - و يا نفس عملست و علم - و يا عقليست كه تكليف به تحصيل آن بسبب حكم عقل است ، چون علم بوجود ذات واجب الوجود و صفات او - و عدالت او - و علم بنبوت انبياء و امامت ائمه ( ع ) .
مترجم گويد : و از اين قبيل است علم بمعاد هرچند كه مصنف آن را ذكر ننموده ، ولى ميتوان آن را به نحوى داخل در عدل نمود .
شارح گويد : يا سمعى است كه تكليف به آن از شرع رسيده است مانند احكام شرعيه ، و اما آنچه كه بنده مكلف است به تحصيل ظن در آن پس مانند تحصيل ظن به طرف قبله است كه چون تحصيل علم به آن ممكن نيست غالبا پس ظن به آن اكتفاء شده است در شرع ، و اما آنچه كه بنده مكلف شده است به عمل به آن عباداتست .
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: العلامة الحلي
ص١١٨