و شرايط حسن تكليف سه امر است :
اول : آنكه به خود تكليف برميگردد و آن چهار چيز است ( اول ) آنكه در تكليف مفسده نباشد چونكه مفسده قبيح است ( دوم ) آنكه زمان تكليف مقدم باشد بر زمان عمل تا در وقت رسيدن زمان عمل بتواند عمل كند ( سوم ) آنكه آنچه به آن تكليف مىشود از چيزهائى باشد كه ممكن باشد وقوع آن ، زيرا كه تكليف بمحال قبيح است ( چهارم ) آنكه در آن صفتى زياده بر حسن تكليف باشد ، زيرا كه تكليف بمباح كه فعل و ترك آن مساويست معنى ندارد .
دوم : از شرايط حسن تكليف برميگردد بتكليفكننده و آن نيز چهار است ( اول ) آنكه تكليف كننده بداند خوبى و بدى كاريرا كه به آن تكليف مىكند ، چه اگر نداند - مىشود كه امر كند به كار بد - و نهى كند از كار خوب و اين قبيحست ( دوم ) اينكه مقدار و اندازهء استحقاق ثواب و عقاب هريك از مكلفين را بداند ، زيرا كه اگر نداند مقدار آن را مىشود كه از ثواب يا عقاب يكى كم كند بدون جهت و بر ديگرى بيفزايد بدون استحقاق و اين قبيحست ( سوم ) آنكه قادر باشد بر رسانيدن حق هركس را به او از ثواب و عقاب ، چه اگر قادر نباشد بر آن عوض تكليف بمكلف نرسد پس تكليف بدون عوض لازم آيد ( چهارم ) آنكه از خود تكليف كننده فعل قبيح صادر نشود و جايز نباشد صدور قبيح از او ، و گرنه مىشود كه خلف وعده كند - پس اطمينان بوعدهء او حاصل نشود .
سوم : از شرايط حسن تكليف برميگردد بكسيكه مكلفبه را بايد به عمل آورد و آن سه امر است ( اول ) آنكه بتواند آن فعليرا كه تكليف به آن شده است به عمل آورد ، زيرا كه تكليف نمودن بكاريكه از قدرت مكلف بيرونست قبيحست - مثل تكليف كردن كور را به نوشتن و نقطه و
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: العلامة الحلي
ص١١٧