تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
چون خداى تعالى حكيم است پس محال است كه بيغرض فعلى از او صادر شود ، و اينكه اشاعره گفته‌اند كه اگر افعال او از روى غرض باشد لازم آيد كه ناقص باشد و به آن غرض طلب كمال كند ، اين اشكال وقتى لازم ميآيد كه آنغرض به خود ذات باريتعالى راجع باشد ، و چنين نيست بلكه داعى بر آن يا منفعت بندگانست و يا منظم بودن عالمست ، و دراينصورت اشكالى لازم نيايد .

مطلب دوم در بيان اينكه غرض يزدان پاك رساندن نفع است نه ضرر

مصنف گويد : و غرض خداى تعالى در افعالش ضرر رسانيدن بر بندگان نيست ، بلكه غرض او منفعت رسانيدن بايشانست - زيرا كه ضرر رسانيدن قبيح است و صدور آن از حكيم محالست . شارح گويد : چون ثابت شد كه افعال خداى تعالى از روى حكمت و غرض است ، و هم ثابت شد كه آن اغراض راجع به غير او است پس بايد دانست كه غرض ضرر رسانيدن نيست - زيرا كه ضرر رسانيدن قبيح است در نزد عقلاء مانند اينكه كسى طعام زهرآلودى در نزد كسى بگذارد و خواهد او را بكشد به آن ، و چون غرض ضرر رسانيدن نباشد پس غرض رسانيدن منفعت خواهد بود و همين است مطلوب .

مطلب سوم در بيان شرايط نيكو بودن تكليف است

مصنف گويد : پس ناچار است در رسانيدن منفعت ببندگان از اينكه تكليف كند ايشانرا ، و معنى تكليف آنست كه : كسى كه اطاعت او ابتدا بدون واسطه نميشود واجبست بعث كند بندگانرا بر كاريكه در آن مشقت است به شرط اينكه ايشانرا اعلام كند به آنچه كه ايشانرا در