اين است كه ميگوئيم نور روشن است - پس چنان كه روشنى در نور زايد بر ذات او نيست همچنين است صفات خدا ،
( ( وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى ) )
.
شارح گويد : و همين است قول حق ، و دليل بر اينكه همين قول حقست آنست كه اگر قادر بودن خدا بسبب قدرت يا قادريت باشد ، و عالمبودن بسبب علم يا عالميت باشد : و همچنين ساير صفات او لازم آيد كه خداى تعالى محتاج باشد به غير خود ، زيرا كه آنمعانى و احوال غير از ذات او است قطعا - و هرچه محتاج است به غير خود ممكن خواهد بود ، پس اگر صفات باريتعالى زايد بر ذات او باشند هر آينه ذات اقدس ممكن باشد و اين خلاف فرض وجوب او است و باطل و فاسد است .
صفت هفتم يزدان پاك غنى و بىنياز است
مصنف گويد : هفتم از صفات سلبيه آنست كه باريتعالى بىنياز است از غير و محتاج نيست زيرا كه واجب الوجود بودن به تنهائى مقتضى آنست كه بىنياز باشد از ديگران - و تمام اشياء محتاج باشند به او .
شارح گويد : از جملهء صفات سلبيهء حقتعالى محتاج نبودن او است به غير خود مطلقا نه در ذات - و نه در صفات او زيرا كه چون ثابت شد واجب الوجود بودن او - پس مقتضاى واجب الوجود بودن آنست كه بىنياز باشد از تمام ماسوى پس اگر بىنياز نباشد لازم آيد احتياج او و احتياج از خواص ممكن است پس ممكن خواهد بود و اين باطل است بلكه خداوند عظيم بىنياز است از تمام ماسوى خود - و تمام عالم امكان رشحهايست از رشحات وجود او و ذرهايست از ذرات بخشايش جود او
* * * *