أن يطَّلع عليه منه ، أو بخل يكره أن يدخل عليه من يسأله ، أو ريبة هو مصر عليها فيشفق من إبدائها ووقوف الناس عليها ، ولا بدّ أن يحيطوا بها علما ، وإن اجتهد في سترها .
الترجمة
پس از همهء اينها خود را مدتي طولانى از نظر رعيت محجوب بدار ، زيرا پرده گيرى كار گزاران از رعايا يك نوع فشار بر آنها است وكم اطلاعى از كارها پرده گيرى از رعيت مانع از دانستن حقايق است وبزرگ را در نظر كار گزار خرد جلوه مىدهد وخرد را بزرگ ، وزيبا را زشت جلوه مىدهد ، وزشت را زيبا ، وحق وباطل را بهم مىآميزد ، همانا كارگزار وحكمران يك آدمي است وآنچه را مردم از أو نهان دارند نخواهد دانست ، حق را نشانه هاى آشكار وديدنى نيست تا درست ونادرست بوسيلهء آنها شناخته شوند ، همانا تو كه حكمرانى يكى از دو كس خواهى بود : يا مردى دست باز وبا سخاوتى در راه حق ، چرا پشت پرده مىروى براي پرداخت حقي كه بايد بدهى يا كار خوبى كه بايد بكنى .
يا مردى هستى گرفتار بخل وتنگ نظر در اين صورت هم مردم چه زود از حاجت خواستن از تو صرف نظر كنند وقتي تو را بيازمايند از تو نوميد گردند ، با اين كه بيشتر حوائج مراجعان بتو خرجى ندارد ، از قبيل شكايت از مظلمه اى يا در خواست انصاف وعدالت در معامله وداد ستدى .
الفصل الثالث عشر من عهده عليه السّلام
ثمّ إنّ للوالي خاصّة وبطانة فيهم استئثار وتطاول ، وقلَّة إنصاف في معاملة ، فاحسم مادّة أولئك بقطع أسباب تلك الأحوال
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 289
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٨٩