سپس تو را كارهائيست كه بناچار خوبست بايد انجام دهى : از آن جمله پذيرفتن مراجعه كارمندان تو است در آنچه دفتر داران تو از انجام آن درمانند .
از آن جمله پاسخ گوئى به نيازمنديهاى مردم است كه بتو مراجعه مىشود در صورتي كه ياوران تو از پاسخ بدانها دچار نگرانى شوند .
كار هر روزى را در همان روز انجام بده وبه فردا ميفكن ، زيرا براي هر روزى است كارهاى مربوط بدان روز .
براي خود ميان خود وخداى تعالى بهترين أوقات وشايانترين قسمت عمر خود را مقرّر دار وگر چه همه أوقات تو براي خدا مصرف مىشود وعبادت محسوبست در صورتي كه نيت پاك باشد وكار رعيّت درست شود ، وبايد در خصوص آنچه با خلاصمندى در كار دين خود براي خدا انجام مىدهى ، انجام واجباتى كه بر تو است ومخصوص خدا است منظور دارى ، از تن خود بخدا بده ، در شب خويش ودر روز خويش آنچه براي تقرّب بخداى سبحان ميكنى ( از نماز وروزه وغيره ) كامل انجام بده بطورى كه خللى در آن نباشد وكاستى نداشته باشد ، بگزار هر چه بيشتر به تنت رنج عبادت رسد .
ولى هر گاه براي مردم نماز ميخوانى وجماعت در پشت سر دارى نبايد باندازه اى طول بدهى كه مايهء نفرت مردم از نماز جماعت شود ونه چنان كوتاه آئى كه مايهء تضييع نماز گردد ، مردمى كه پشت سر تو نماز مىخوانند برخى دچار بيمارى وگرفتارى وحاجت هستند .
من خود از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه وآله هنگامى كه براي سرپرستى مسلمانان بسوى يمنم گسيل داشت پرسيدم كه : چگونه براي مردم نماز جماعت بخوانم در پاسخ فرمود : مانند نماز ناتوانترين آنها ونسبت بمؤمنان مهربان باش .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 285
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢٨٥