تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
اثبات جرمش كافي دانستى أو را زير تازيانه مجازات بكش ومسئول كار خودش بشناس ودر معرض خوارى در آور وداغ خيانت بر پيشانى أو بنه وجامه ننگين تهمت را در بر أو كن . از وضع خراج ودر آمد املاك بازرسى كن بوجهي كه مايه بهبود خراجگزاران باشد ، زيرا در بهبود امر خراج وبهبود حال خراجگزاران بهبود حال ديگران نهفته است وديگران را جز بدانها بهبودى حال ميسّر نيست ، زيرا همه مردم نانخوران خراجند وخراجگزاران ، وبايد توجّه تو بابادى زمين بيشتر باشد از توجّه بجلب خراج ، زيرا خراج جز از زمين آباد بدست نيايد وهر كس آباد نكرده خراج خواهد شهرستانها را ويران وبندگان خدا را نابود سازد وجز اندك زماني كأرش درست نيايد . اگر زارعان ودهقانان شكايت كردند از فزونى وگرانى مقدار خراج يا از آفت در زراعت يا قطع آب يا كمي باران يا دگرگونى وفساد زمين زراعت ودرخت بواسطة آنكه سيل آنرا غرق كرده يا تشنگى بدان زيان رسانيده خراج آنها را تا حدى كه مايه بهبود حالشان باشد تخفيف بده وأين تخفيف كه مايه كمك بدانها است بر تو گران نيايد زيرا : 1 - اين ذخيرة وپس اندازيست در ملك كه بوسيلهء آباد كردن بلاد تو بتو برميگردد . 2 - سبب زيور وآرايش حكمرانى تواست . 3 - مايه جلب ستايش آنان وشادمانى تو بانتشار عدالت در باره آنها است در حالي كه بفزونى نيروى آنها اعتماد دارى بدانچه براي آنها ذخيرة كردى وفراهم آوردى وجلب اعتماد آنها را بخود نمودى بوسيلة آنكه آنها را بعدالت گسترى خود معتاد ساختى وبا نرمش با آنها معامله كردى . بعلاوة بسا باشد كه براي تو پيشامدى رخ دهد وگرفتارى پيش آيد وچون تو با آنها احسان كردى وخوشرفتارى نمودى واعتماد آنها را جلب كردى در دنبال آن هر تقاضا را با طيب خاطر پذيرا شوند وبتو هر گونه كمك ومساعدت را از روى