وبوسيله لشكر تو أو را بترساند ودر اين كشمكش وستيز از تو صرفنظر كنند وبا تو در مقام ستيزه درنيايند وتو از گزند آنها در آسايش باشى ، گر چه در اين روزگار آسايشى وجود ندارد واعتمادي بگذشت زمانه نيست .
من آنچه را بهره دانش وفكرت خود مىدانستم بپيشگاه پادشاه عرضه داشتم اين حقّى بود بر عهدهء من كه مخلصانه در پاسخ آن حضرت نگاشتم واندرز بىشائبه خود را بعرض رسانيدم ، ودر عين حال آن پادشاه از من بيناتر است وانديشه نافذتر ورأيي بهتر وهمّتى والاتر نسبت بدانچه در باره آن از من كمك خواسته ومرا بتوضيح وشور در آن واداشته دارد .
هميشه پادشاه از نعمتهاى واصله واحسانهاى بىدريغ بر خوردار باد وملكش پاينده وعمرش دراز وآرزويش رسا باد تا آنجا كه نيرويش بنهايت آنچه قدرت بشر رسا است بر آيد ، درودى بىانتها وپيوسته وبىنهايت وفنا ناپذير بر پادشاه باد .
مورّخان گفته اند : پادشاه برأي أرسطو عمل كرد ونظر أو را بكار بست وشاهزادگان وآزادگان پارس را بر سراسر كشور إيران جايگزين وفرمانروا ساخت ، وآنان همان پادشاهان ملوك الطوائف بودند كه پس از أو بجاى ماندند وكشور إيران ميان آنان تقسيم بود تا اردشير بن بابك آمد وكشور را از آنها گرفت ومملكت را متّحد ساخت .
الفصل الخامس من عهده عليه السّلام
وإنّ أفضل قرّة عين الولاة استقامة العدل في البلاد ، وظهور مودّة الرّعيّة ، وأنّه لا تظهر مودّتهم إلَّا بسلامة صدورهم ، ولا تصحّ نصيحتهم إلَّا بحيطتهم على ولاة [ الأمور ] أمورهم ، وقلَّة استثقال دولهم وترك استبطاء انقطاع مدّتهم ، فافسح في آمالهم ، وواصل في
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 218
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢١٨