تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
خود همان را كه از آن پادشاه بدست آورده واستفادة كردم بوى باز گردانم ، وهمان را كه از حكمتش دريافت نمودم بوى أشارت كنم وبحضرتش گويم . بناچار هر خاكى وهر سرزمينى را بهره ايست از فضائل ، وراستى كه سرزمين پارس را بهره ايست از بزرگوارى ونيرومندى ، وبراستى كه اگر تو مردم شرافتمند آن سرزمين را بكشى مردمى پست را جايگزين آنها مىسازى وخانمان وكشور بزرگانشان را بدست أوباش مىسپارى ، وزبونان را بر آبرومندانشان چيره ميكنى وپادشاهان هرگز گرفتار بلائي نشوند كه بزرگتر ودردناكتر وبيشتر مايهء توهين سلطنت آنان باشد از غلبهء أوباش وبىآبرويان ، بايد بسختى بر حذر باشى از اين كه طائفهء أو باش را صاحب قدرت وحركت در أمر كشور سازى ، زيرا چنانچه از اين أوباش شورشى بر عليه لشكر تو وأهل كشور تو رخ دهد بلائي بدانها رسد كه نتوان پيش بيني كرد وكسى را باقي نخواهند گذاشت ، از اين نظر بر گرد ونظر بهترى پيش گير ، وهر آن كس از اين بزرگان وشاهزادگان كه در دسترس توأند بخواه وبنواز وكشورشان را ميان آنها تقسيم كن ، وهر كدام را فرمانرواى سرزمين كردى نام پادشاه بر أو بنه وتاجى بر سر أو بگذار واگر چه قلمرو فرمان أو كوچك باشد ، زيرا هر كس را پادشاه خواندند بدين نام بچسبد وبر سر هر كه تاج نهند زير بار فرمان ديگرى نرود ، وأين تدبير سبب گردد كه ميان آنها ستيزه وتفرقه ونزاع بر سر ملك وسلطنت در گيرد وبا يكديگر از نظر مال وقشون مفاخرت آغازند تا آنكه كينه هاى تو را فراموش كنند ، وخونها كه از آنها ريختى بدست فراموشى سپارند ، وجنگى كه بايد با تو بنمايند بميان خودشان بر گردد ، وكينهء بر تو كه بايست در سينه ها پرورند بكينه ميانه خودشان مبدّل گردد ، وسپس هر چه در اين زمينه بيناتر گردند وبمقام خود دل بسته تر شوند نسبت بتو خوش بينتر وراست كردارتر گردند ، اگر بدانها نزديك شوى واز هر يك آنها دلجوئى كنى نسبت بتو اظهار أطاعت وانقياد كنند ، واگر از آنها دورى گزينى از تو عزّت وآبرو خواستار شوند تا آنكه هر كدام بنام وباعتبار پشتيبانى تو بر همسايه خود بشورد