آسمان گر چه ما را بامورى سعادتمند كرده كه زبانزد همه مردم است ولى باز ما با كمال جد وكوشش به حكمت وفرزانگى تو خود را نيازمند مىدانيم ، فضليت تو را انكار نتوانيم وبمقام والاي تو اقرار داريم وبمشورت تو دلگرم هستيم وپيروى از رأى تو را لازم شمرده وبامر ونهى تو اعتماد داريم ، چون سود آن را آزموده ونفع آن را چشيديم تا آنجا كه در ما ريشه كرده ودر أذهان ما رسوخ نموده وغذاى خرد ما گرديده وهميشه بنظر تو اعتماد توانيم وچون نهرى از آن درياى دانش بهره مند مىشويم وچون شاخه اى هستيم از تنه تنومند وبنظرهاى تو نيرومند مىشويم ، چنان پيروزى وپيشتازى بما سبقت جست وظفرمندى ما را نصيب آمد ودر سركوبى وغلبه بر دشمن بدانجا رسيديم كه وصفش بگفت در نيايد وشكر اين نعمت از دست ما برنيايد واز اين جمله است كه ما از سرزمين سوريه وجزيره در گذشتيم تا به بابل وسرزمين فارس تاختيم وچون در بن خانه وعرصه بلاد آنها جاى گزين شديم ديرى نگذشت كه چند تن از خود آنان سر پادشاهشان را بدست خودشان براي ما پيشكش آوردند تا در نزد ما بهره مند گردند وبمقامى رسند ، فرمان داديم آنانكه سر را آوردند بدار آويخته شدند زيرا سزاى بد رفتارى وبيوفائى آنها همين بود ، سپس فرمان داديم تا همه شاهزادگان ورادمردانى كه در آن كشور بود گرد آوردند ، مردمى ديديم تنومند وپهلوان وسر بزرگ وخردمند وآزموده ، خوش منظر وخوش گفتار ، وأين خود دليل است كه عقل ومنطق نيرومندى در خود دارند وپهلوان ورادمرد وجنگجو هستند تا آنجا كه ما را راهى براي غلبه وپيروزى بر آنها وجود نداشته جز اين كه قضا وقدر بسود ما چرخيده وما را بر آنها پيروز كرده وبر آنها مسلَّط نموده .
وبنظر خود اين را دور نمىدانيم كه همه را از بن بر كنيم واز ريشه براندازيم وبگذشته هايشان ملحق سازيم تا از دست درازى وانتقامجوئى آنان آسوده خاطر ودل نهاده باشيم ، ودر نظر آورديم كه در كشتار آنان شتاب نكنيم تا رأى شما را در اين باره ندانيم وبا شما مشورت نكنيم ، شما رأى خود را در اين باره براي ما
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 215
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص٢١٥