تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
درازى ميكند كه دستور أو فرمان بردن است . آيا بر لنگى خود ايست نمىكنى ، وآرام نمىگيرى ، وكوتاه دستيت را نمىدانى كه در حدّ خود باشى وتجاوز نكنى ، شكست وپيروزى اين وآن بتو چه تو در گمراهى بسر مىبرى واز راستى بدري . نمىخواهم كه بتو خبر دهم وبا تو سخن بگويم ولى نعمت خداى تعالى را بازگو مىكنم كه مىگويم : مگر نمىبينى كه چون از مهاجرين كسى شهيد مىشد - والبتّه براي هر يك فضلى است - يكى سيّد الشهداء بود كه پيغمبر صلى اللَّه عليه وآله بر جنازة اش هفتاد تكبير بگفت وديگرى كه دستهايش بريده شد أو را طيّار گفتند كه با دو بال در بهشت پرواز مىكرد ، واگر خداى تعالى از خودستائى باز نمىداشت هر آينه فضائل كسى را مىشنيدى كه دلهاى با إيمان بدانها آشنايند وشنونده اى انكار آنها نتواند كرد . دست بردار از كساني كه گول دنيا خورده اند واز راه راست بدر رفتند ما برگزيدگان خداى خوديم ومردم برگزيدگان ما ، آميزش در زندگى با شما ما را از عزّت ديرين باز نداشته وشما را بزرگ نكرده ، چه پيمبر از ما است ، وأبو سفيان مكذّب از شما ، حمزهء أسد اللَّه از ما است ، وأسد الأحلاف - كساني كه هم پيمان شدند براي كشتن پيمبر در جنگ بدر - از شما ، حسن وحسين بزرگان جوانان أهل بهشت از ما ، وعقبة بن أبي معيط پدر فرزندان دوزخى از شما ، بهترين زنان روزگار فاطمه از ما است ، وحمّالة الحطب زن أبو لهب از شما ، وديگر خوبيها ونكوئىها كه ما را است ، وبديها وزشتيها كه شما را . از اسلام ما كه شنيديد وآگاهيد ، در زمان جاهليّت هم روزگار ما را نيالود ، ومهتر وبهتر همه بوديم ، وكتاب خدا اين پايه را بما داده كه با پيمبرش به كريمهء أولو الأرحام وابسته ، وبه آيت إنّ أولى النّاس نزديكيم ، پس ما بحكم آيهء نخستين بقرابت به پيمبر سزاواريم ، وبايهء دوّم بطاعت . چون مهاجرين در روز سقيفة به رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله بر أنصار احتجاج كردند بر آن پيروز شدند ، پس اگر به پيمبر پيروز شدند حق با ما است نه با شما ، واگر نه كه