تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
الترجمة أمير عليه السّلام در هنگام كارزار به لشكريانش تعليم مىداد كه : گريختن وعقبنشيني كه پس از بازگشت وحمله بر دشمن باشد بر شما سخت وناگوار نباشد واز آن ننگ نداشته باشيد - يا اگر از دشمن شكست خورديد ورو بگريز گذاشتيد از برگشتن وجنگيدن وتدارك گذشته كردن شرم نكنيد وآنرا دشوار مپنداريد ، حق شمشيرها را بدهيد ، وپهلوى دشمنان را بر خاك هلاك جاى دهيد ، وخودتان را بر نيزه زدني كه بدرون دشمن رسد وكارگر شود ، وبشمشير زدن سخت بر آنها وأدار كنيد وآماده سازيد ، وآوازها را بميرانيد وصدا بلند نكنيد كه ترس را بهتر وبيشتر راننده تر ودور كننده تر است ، سوگند به آنكه دانه را شكافت وآدمى را آفريد اين قوم منافق اسلام نياوردند واز ترس وحفظ جان خود گردن نهادند وبظاهر دعوى اسلام كردند وكفر را در دل پنهان داشتند تا چون اكنون يارى كنندگان وپشتيبانان بر آن يافتند آشكارش كردند وپرچم مخالفت برافراشتند . ومن كتاب له عليه السّلام إلى معاوية جوابا عن كتاب منه اليه وهو المختار السابع عشر من باب الكتب والرسائل وأمّا طلبك إلىّ الشّام فإنّي لم أكن لأعطيك اليوم ما منعتك أمس . وأمّا قولك إنّ الحرب قد أكلت العرب إلَّا حشاشات أنفس بقيت ألا فمن أكله الحقّ فإلى النّار . وأمّا استوائنا في الحرب والرّجال فلست بأمضى على الشّكّ منّي