ديده وزخمى شده ) مكشيد وزخم مرسانيد ، وزخم خورده اى كه در ميان كشتگان مىبينيد بر كشتن أو مشتابيد ووى را نكشيد ، وزنان را اگر چه عرض شما وبزرگان وپارسايان شما را دشنام دهند وياوه گويند بر مينگيزانيد وأذيت وآزارشان نكنيد وبدشنامشان اعتناء نكنيد چه نيرو وجان وخردشان ضعيفست ، همانا كه ما در زمان پيمبر از پيمبر أمر داشتيم كه از آنها با اين كه مشرك بودند خوددارى كنيم ودست بداريم ( اكنون كه بظاهر مسلمانند ) واگر در زمان جاهليت مردى زني را بسنگ وچوبدستى مىزد وى را سرزنش مىكردند وپس از مرگش فرزندانش را نكوهش مىكردند ، ( زمان جاهليت كه چنين بود پس مسلمان بايد حتما از اين كار ناروا دست بردارد ) .
وكان يقول عليه السّلام إذا لقى العدو محاربا
هذا هو المختار الخامس عشر من باب المختار من كتبه عليه السّلام أللَّهمّ إليك أفضت القلوب ، ومدّت الأعناق ، وشخصت الأبصار ونقلت الأقدام ، وأنضيت الأبدان . أللَّهمّ قد صرّح مكنون ( مكتوم - معا ) الشّنان ، وجاشت مراجل الأضغان . أللَّهمّ إنّا نشكوا إليك غيبة نبيّنا ، وكثرة عدوّنا ، وتشتّت أهوائنا . ربّنا افتح بيننا وبين قومنا بالحقّ وأنت خير الفاتحين .
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 169
مساهمون: حبيب الله الهاشمي الخوئي
ص١٦٩