اصلىشان نقصان عقل و دين بود .
هرچند ، همهى صوفيان نظر منفى نسبت به زنان نداشتند ، نويسندگانى كه نام زنان صوفى را در نوشتههايشان مىآوردند ، مسلما نسبت به آنان كه هيچ جايى براى زنان در آثارشان نمىگذاشتند ، احترام بيشترى براى ايشان قائل بودند . براى مثال در نفحات الانس ، عبد الرحمن جامى هراتى ( متوفى 899 / 1492 ) پيوست كتابش را دربارهى زنان صوفى با شعرى از متنبى ( متوفى 354 / 965 ) شاعر آغاز مىكند . به نظر مىآيد كه اين شعر از برابرى زنان و مردان دفاع مىكند :
اگر تمام زنان مانند آنانى بودند كه ذكرشان كرديم ، پس زنان بر مردان برترى مىيافتند .
مؤنّث بودن خورشيد مايهى شرم نيست ،
و مذكّر بودن هلال نشانهى افتخار نيست . 7
اما ، اين شعر آنگونه كه به نظر مىآيد در جانبدارى از زنان نيست .
معناى ضمنى نابرابرى جنسى در بيت اول ، تأكيد بيت دوم را بر برابرى جنسى نقض مىكند . استفاده از ساختار شرطى در بيت اول ( لو كان ) حاكى از برابرى و يا برترى زنان بر مردان نيست . بلكه بر عدم امكان آن تأكيد دارد :
اكثر زنان هيچگاه نمىتوانند مانند " آنانى باشند كه ذكرشان را كرديم . " اگرچه ، معدود زنانى ممكن است در صفات از مردان پيشى بگيرند ، اما زنان بهطور كلّى بر مردان ترجيح داده نمىشوند ، زيرا نمىتوانند به پاى مردان برسند . با اين كه مذكّر بودن نبايد موجب غرور و مؤنث بودن موجب شرم باشد ، نابرابرى جنسى امرى ناگزير در زندگى است . شعر متنبى به جاى آنكه موقعيت زنان را ارتقا بخشد ، تأكيد ديگرى است بر اعتقاد كارولين جى . هيلبرن كه " زنان استثنائى مهمترين زندانيان زنان عادى هستند ، اين
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 89
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص٨٩