تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
جانب مردمى مىروم كه هيچ دادوستد و خريدوفروشى ايشان را از ياد خدا باز نمىدارد 2 . " گفتم : " از آن‌ها برايم بگو . " او قطعه‌اى را از بر خواند : اينان مردمى هستند كه تنها آرزوىشان رسيدن به خداست خواهش و طلبى جز او ندارند ، هدف و مقصد متعاليشان پروردگار است ، و چه خوب هدفى را طلب مىكنند ، او را كه يكتا و بىنياز است . اينان دنيا و بزرگىهاى آن را نمىخواهند در طلب لذّت‌هاى آن ، روزى ، و داشتن فرزندان نيستند . لباس‌هاى زيباى گران‌قيمت طلب نمىكنند شادى و آسايش در شهرها را نمىخواهند تنها خواهش ايشان شتاب به‌سوى آن مرتبه عالى موعود است . و مىدانند كه با هر گام به او نزديك‌تر مىشوند . آن‌ها را مىتوانى در آبگيرها و بيابان‌ها بيابى و نوك كوه‌ها محل اجتماع ايشان است . 3 كلاباذى با به پايان رساندن يكى از مهم‌ترين فصل‌هاى كتابش با اين شعر ، احترام خاص خود را به دريافت اين نويسنده‌ى گمنام از صوفيان آشكار مىسازد . ذو النّون كه خود خالق تعاليم صوفيه در باب احوال و مقامات بود ، از جانب اين زن يادآور مىشود كه اصل و گوهر تصوف را نمىتوان در احوال غير عادى يافت ، بلكه بايد آن را در رياضت‌هاى معنوى جست‌وجو كرد . اين باور ، ديدگاه كلاباذى را از تصوف به‌عنوان " راه تعالى " يا مذهب منعكس مىكند . صوفيان واقعى ، مسلمانانى هستند كه قلب‌هايشان از معنويت قرآن مىلرزد . شب‌ها از بستر برمىخيزند و خدا را ذكر مىكنند . نهايت آرزوىشان در خدا خلاصه مىشود و هيچ خواهش