تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
كلمات هم ريشه‌ى آن در زبان عربى رجوع كرد . براى سلمى واژه‌ى نساء كه به‌طور كلى براى زنان به كار مىرود به‌معناى زنان معمولى ، يعنى آنانى است كه دنباله‌روى طريق صوفيان نيستند . واژه‌ى ديگرى كه در مورد آن بحث كرديم نسوه است كه خطاب به زنان به كار مىرود و اسم مصغّر نساء است . اين شكل دستورى را مىتوان به‌عنوان اصطلاحى براى عزيز و گرامى داشتن و يا حتّى براى تحقير كردن به كار برد . 177 سلمى بيشتر اين واژه را براى گرامى داشتن به كار مىبرد و اشاره به گروه ويژه‌اى از زنان دارد كه به خاطر شكل خاص بندگيشان تفكيك شده‌اند . واژه‌ى سومى كه سلمى براى زنان به كار مىبرد نسوان ، شكل ديگرى از نسوه است . نشانه‌ى جمع - ان - در اين واژه با خلق زيرمجموعه‌ى ديگرى از نسوه - زنان عيار - بر درجه ديگرى از رشد و كمال ايشان تأكيد مىورزد . 178 واژگان نسوه و نسوان كه براى وصف زنان صوفى به كار مىرفت ، به معادل مذكّرشان ، فتى و فتيان مربوط مىشدند . اين واژگان مذكّر معمولا در نوشته‌هاى صوفيه خطاب به گروهى از مردان به كار مىرفت كه طريق فتوت ( جوانمردى ) را كه به‌طور رسمى به آن عيارى مىگفتند در پيش گرفته بودند . 179 سلمى به‌عنوان متخصّص در آداب و رسوم صوفيه ، به‌طور خاص به خاطر مهارت‌اش در مسأله‌ى فتوت مشهور بود . كتاب الفتوة معروف‌ترين رساله‌ى كوتاه او در تصوف است و تنها نمونه‌اى از اين‌گونه رسالات است كه به‌طور گسترده‌اى به زبان‌هاى اروپايى منتشر شده است . سلمى در اين اثر ، فتوت را شيوه‌اى معنوى تعريف مىكند كه به دقّت راه بندگى را كه زنان صوفى دنبال مىكردند كامل مىكند : " بدانكه فتوت به‌معناى دنبال كردن آيين سرسپردگى كامل [ بندگى ] ، دورى از هر شرى ، و رسيدن به بهترين رفتار آشكار و نهان در فكر و در
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 157 | أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي / حسيني