عبادت در سفر دينى عهد كرده و چون او به عهد خود عمل كرده باشد . " 172
رياضات ديگرى كه يادآور زهد مسيحيت است ، چون خرقهپوشى مونسه ( بخش 43 ) و عزلتگزينيهاى پىدرپى أمّ هارون در حاشيهى شهر است .
173 هرچند مشابهت چنين رفتارهايى با آنچه قبلا در ميان مسيحيان بود ، لزوما به اين معنا نيست كه زنان صوفى سوريه رياضات معنوى خود را از همتايان مسيحى خود تقليد كرده باشند . صورتهاى مشابهى از زهد از مدتها قبل در خاورميانه و اطراف مديترانه رايج بود . اما اين حقيقت كه نويسندگان مسلمان تذكرههاى اولياء در قرن نهم مانند محمد بن حسين برجلانى و ابراهيم بن جنيد آثارى را به نام كتاب الرهبان ( كتاب ترسايان ) تأليف كردند ، نشان مىدهد كه نخستين صوفيان سوريه و عراق از شباهت بين رياضاتشان با رياضتهاى زاهدان مسيحى آگاه بودند .
رفتارى كه در ميان زنان صوفى سوريه بيش از همه به رياضتهاى مسيحيان شباهت داشت ، ازدواج معنوى ( كه در منابع مسيحى به آن ازدواج سفيد ،
marriage blanc
مىگويند ) رابعه بنت اسماعيل دمشقى و همسرش احمد بن ابى الحوارى بود . در قرن چهارم در آسياى صغير و سوريه اين امر رايج بود كه زنان و مردان مسيحى زاهدى كه هيچ نسبتى با يكديگر نداشتند مانند " برادر و خواهر " در اتّحادى معنوى كه فاقد روابط جنسى بود در كنار هم زندگى كنند . در چنين روابطى از زن انتظار مىرفت كه مانند خدمتكار مسيح در خدمت همراه مذكّرش باشد . 174 ابن جوزى روايت كرده است كه رابعه بنت اسماعيل و همسرش چنين رابطهاى داشتهاند . وى در صفة الصفوة آورده است كه رابعه ، احمد بن ابى الحوارى را " برادر " خطاب مىكرد ، تمايلات عاشقانهى او را رد مىكرد و او را تشويق مىكرد كه براى ارضاى نيازهاى جنسىاش همسران ديگرى اختيار كند . رابعه به صراحت به او