تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
به آسانى نمىتوان گفت كه سلمى واژه‌ى نسوان را خطاب به گروه‌هاى سازمان يافته‌اى مانند انجمن زنان صوفى و يا خطاب به خانقاه به كار برده است . روشن است كه اين واژه خطاب به زنانى كه عيارى صوفيه را در مقابل معادل مذكّر آن يعنى فتيان ، پيشه‌ى خود قرار داده بودند به كار مىرود . اما نسوان چه كسانى بودند ؟ آيا آنان زنان صوفىاى بودند كه به صورت منفرد آيين فتوت را تمرين مىكردند يا اعضاى گروه‌ها و انجمن‌هاى رسمى بودند كه به صورت سازمان يافته در خانقاه‌ها فعاليت مىكردند ؟ در حال حاضر امكان پاسخ به اين سؤال وجود ندارد . گواه لازم بر نتيجه‌ى قبلى را مىتوان در توصيف سلمى از عثامه ، برادرزاده‌ى نخستين محدث اهل سوريه ، بلال بن ابى درداء ( بخش 16 ) يافت . گرچه سلمى عثامه را ( من متعبدات النسوان ) مىداند ، تصور اينكه او عضو گروهى از زنان مانند گروه فتيان باشد بسيار مشكل است ، زيرا او در دوران اميه يعنى حد اقل يك‌صد سال قبل از آنكه موضوع فتوت براى اولين بار در منابع صوفيه آورده شود مىزيست . 183 حد اقل در اين يك مورد به نظر مىرسد كه سلمى اين اصطلاح را در مورد زنى به كار مىبرد كه بسيارى از رسوم و اعتقادات نسوان را در افكار خود داشت . گواه ديگر موجود بر گروه سازمان يافته‌اى از نسوان را مىتوان در توصيف سلمى از أمّ حسين ، دختر احمد بن حمدان ( متوفى 311 / 923 - 4 ميلادى ) يافت كه از " يكى از يارانش كه در زمره‌ى نسوان بود " نقل قول كرده است . 184 علاوه بر آن أمة العزيز ( بخش 65 ) كه سلمى او را " يكى از بهترين زنان عيار در دوران خودش " ( من أفتى وقتها فى النّسوان ) توصيف مىكند را مىتوان در حال تعليم آداب پوشيدن خرقه به زنى ديگر يافت . گرچه فهم كامل اين گزارش بسيار مشكل است ، رفتار