والايى از عقل و دين دستيافته بودند " استفاده مىشود . 167 در ديگر موارد هم به جايگاه عقل در ميان صوفيان توجه شده است . يكى از همعصران رابعه بنت اسماعيل ، لبابه متعبده ( بخش 2 و 22 ) از اورشليم متخصّص در فقه العبادة بود و سلمى وى را در حال تعليم ذكر به مردى توصيف مىكند كه قصد بهجا آوردن اعمال حج را دارد . 168 نام حكيمه دمشقى ( بخش 23 ) استاد رابعه بنت اسماعيل بهمعناى " فرزانهى گرامى " يا " فيلسوف گرامى " است و به شيوهى معنوى عقلانى وى اشاره دارد . تصويرى كه سلمى از او به دست مىدهد ، در حال تفسير سورهاى از قرآن ، طبق اصول تفاسير عارفانه - عاشقانهى تصوف است .
طبق گفتهى سلمى ، عشق به خدا ( محبت ) ، نزديكى به خدا ( انس ) ، و ترس از خدا ( خوف ) ، اصول اساسى صوفيگرى زنان سوريه بود . زنان صوفى سوريه به خاطر رياضتهاى معنوىشان كه به زهد مسيحيت شباهت داشت ، معروف بودند .
از نظر طبقهى اجتماعى ، بر خلاف زنان صوفى بصره ، آنها اغلب از اعراب آزاد بودند و حد اقل سه تن از آنها - عثامه ، حكيمه دمشقى ، و رابعه بنت اسماعيل - دارايى مستقل داشتند . 169 همانطور كه انتظار مىرفت ، آنها نيز مانند زنان متمكّن مسيحى پيش از خود ، احسان و نيكوكارى به مردم را جنبهى مهمى از زهد خود به شمار مىآوردند . 170 رابعه بنت اسماعيل تمام ثروت خود را در راه همسر و يارانش خرج كرد ، و طبق گفتهى ابن جوزى ، عثامه پانصد دينار طلا صرف فقيران مكه كرد . 171
در ميان مسيحيان سوريه در قرن چهارم ميلادى سلوك و سفر در راه دين نشانگر مسير زهد بود . ابن جوزى ادعاى مشابهى در مورد عثامه مىكند :
" سعيد بن عبد العزيز گفته است : هيچكس را نمىشناسيم كه بيش از عثامه بر
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: أبي عبد الرحمن محمد بن الحسين السُلمي
ص١٥٤